راهنمای راه اندازی کسب و کار جدید

در این مقاله می خوانید:

در این مطلب با راهکارهای راه اندازی کسب و کار آشنا خواهید شد و به راه حل هایی برای حذف دوباره کاری ها و سهولت در تبدیل شدن به یک برند دست می یابید. بسیاری از کارآفرینانی که برای مشاوره به شرکت اقیانوس آبی مراجعه می کنند، زمانی که قصد راه اندازی یک کسب و کار را دارند، انقدر درگیر جزئیات مثل کسب جواز، خرید تجهیزات تولید، استخدام، دکوراسیون و غیره می شوند که یک سری اصول را نادیده می گیرند. این مطلب برای ۴ دسته از افراد مناسب است و می تواند کمک بزرگی برایشان باشد:

  1. کسانی که قصد راه اندازی کسب و کار دارند.
  2. کسانی که کسب و کار سنتی دارند و می خواهد آن را متحول کنند.
  3. کسانی که می خواهند کسب کارشان را به یک برند حرفه ای تبدیل کنند.
  4. کسانی که می خواهند از نامی که برای کسبوکارشان انتخاب کرده اند مطمئن شوند و بفهمند کارهایی که برای ساخت برندشان انجام داده اند مفید بوده یا خیر!

این مقاله آموزش کسب و کار برای کارآفرینانی است که می خواهند مراحل اولیه راه اندازی کسب و کار جدید را بیاموزند.

وظایفی مانند نام گذاری کسبوکار و ایجاد یک لوگو واضح است، اما در مورد مراحل کمتر مشهور و به همان اندازه مهم چطور؟ چه تعیین ساختار کسب و کار شما و چه تدوین یک استراتژی بازاریابی دقیق، حجم کار می تواند به سرعت زیاد شود. به جای حدس زدن این که از کجا شروع کنید، این مراحل را دنبال کنید تا کسب و کار موفق خود را به واقعیت تبدیل کنید.

نکات راه اندازی کسب و کار

نکاتی قبل از راه اندازی یک کسبوکار

برای ایجاد یک کسب و کار کوچک و جدید باید دریابید که از کجا شروع کنید و چگونه به موفقیت برسید.

  • شما می خواهید مطمئن شوید که قبل از شروع یک کسب و کار کاملاً آماده شده اید، اما متوجه باشید که تقریباً همه چیز به هم خواهد خورد. برای اداره یک تجارت موفق، باید خود را با شرایط متغیر وفق دهید.
  • انجام تحقیقات عمیق بازار در زمینه کاری و جمعیتی مشتریان بالقوه شما بخش مهمی از تدوین یک طرح تجاری است. این شامل انجام نظرسنجی ها، برگزاری گروه های متمرکز و تحقیق در مورد SEO و داده های عمومی است.
  • قبل از شروع به فروش محصول یا خدمات خود، باید نام تجاری خود را تقویت کنید.

باید توجه داشته باشید که عواملی نظیر قیمت گذاری، تنوع محصولات، تخفیف ها، تسویه حساب، تبلیغات کم هزینه ولی با بیشترین بهره وری، کمپین تبلیغاتی، فروش و بازاریابی اینترنتی روی فروش و برندینگ شما تاثیر گذار هستند.

مراحل گام به گام راه اندازی یک کسب وکار

برای راه اندازی کسب و کار جدید از ابتدا تا انتها مراحلی را آماده کرده ایم که مطالعه آن خالی از لطف نیست.

مراحل گام به گام راه اندازی کسب و کار

۱- ایده کسب وکاری خود را اصلاح کنید.

اگر به راه اندازی کسب و کار فکر می کنید، پس احتمالاً قبلاً ایده ای در مورد آنچه می خواهید به صورت آنلاین بفروشید یا حداقل بازاری که می خواهید وارد آن شوید داشته اید. برای اصلاح ایده کسب و کار خود این کارها را انجام دهید:

  1. یک جستجوی سریع برای شرکت های موجود در صنعت انتخابی خود انجام دهید.
  2. بیاموزید که رهبران برند فعلی چه می کنند و دریابید که چگونه می توانید این کار را بهتر انجام دهید.
  3. اگر فکر می کنید کسب و کار شما می تواند چیزی را ارائه دهد که شرکت های دیگر انجام نمی دهند یا می تواند همان خدمت یا محصول را فقط سریع تر و ارزان تر ارائه کنید، شما ایده خوبی دارید و آماده ایجاد یک طرح تجاری هستید.
  4. همچنین “چرای کسب و کار” خود را مشخص کنید، یعنی از خود بپرسید چرا کسب و کار خود را راه اندازی می کنید. هنگامی که دلیل شما با هدف رفع نیاز در بازار متمرکز باشد، دامنه کسب و کار شما همیشه بزرگتر از مشاغلی است که برای رفع نیازهای شخصی طراحی شده است.

۲- طرح کسب و کار بنویسید.

هنگامی که ایده خود را به کار گرفتید، باید چند سوال مهم را از خود بپرسید:

  • هدف کسب و کار شما چیست؟
  • مشتریان از چه گروهی هستند؟
  • اهداف نهایی شما چیست؟
  • چگونه هزینه های راه اندازی خود را تأمین خواهید کرد؟

این سوالات را می توان در یک طرح تجاری خوب نوشت. بسیاری از اشتباهات توسط مشاغل جدید انجام می شود، تنها به این دلیل که به این جنبه های کسب و کار فکر نمی کنند. شما باید پایگاه مشتری هدف خود را پیدا کنید. چه کسی قصد خرید محصول یا خدمات شما را دارد؟ برای پاسخ به این سوالات به چند مورد زیر باید توجه داشته باشید:

راه اندازی کسب وک ار کوچک در امریکا

تحقیقات از بازار هدف

 انجام تحقیقات کامل بازار در زمینه کاری و اطلاعات جمعیتی مشتریان بالقوه بخش مهمی از تدوین یک طرح تجاری است که شامل نظرسنجی ها، برگزاری گروه های متمرکز و تحقیق در مورد SEO و داده های عمومی است. تحقیقات بازار به شما کمک می کند تا رقبای خود و هم چنین مشتری هدف، نیازها و ترجیحات او را بشناسید.

بسیاری از متخصصان مشاغل کوچک توصیه می کنند که اطلاعات جمعیتی را جمع آوری کرده و تجزیه و تحلیل رقابتی انجام دهید تا فرصت ها و محدودیت های بازار را بهتر درک کنید. این موضوع تأثیر چشمگیری بر چشم انداز رقابتی شما دارد، زیرا بهترین مشاغل محصولات یا خدماتی دارند که از رقبا متمایز است و ارزش منحصر به فردی را به مشتریان بالقوه ارائه می کنند.

در نظر گرفتن استراتژی خروج

بهتر است که هنگام تدوین برنامه تجاری خود، استراتژی خروج را در نیز نظر بگیرید، زیرا شما را مجبور می کند به آینده نگاه کنید. مثلا هنگامی که سوار هواپیما می شوید، اولین چیزی که به شما نشان می دهند چیست؟ این که راه های خروج کدامند. استراتژی خروج به شما کمک می کند بفهمید که چطور عمل کنید تا زمانی که می خواهید کسب و کارتان را منتقل کنید یا بفروشید چطور این کار را انجام دهید.

ارزیابی امور مالی

راه اندازی هر شغلی هزینه ای دارد، بنابراین باید تعیین کنید که چگونه این هزینه ها را تأمین می کنید. این سوالات را از خود بپرسید:

  • آیا امکانات لازم برای تأمین مالی استارتاپ خود را دارید یا نیاز به وام گرفتن دارید؟
  • اگر قصد دارید شغل فعلی خود را برای تمرکز بر مشاغل خود ترک کنید، آیا پولی برای حمایت از خود کنار گذاشته اید تا زمانی که کسبوکار جدیدتان به سود برسد؟
  • هزینه راه اندازی کسب و کار شما چقدر خواهد بود؟
  • و …

بسیاری از استارتاپ ها شکست می خورند زیرا قبل از این که سودی کسب کنند از بین می روند. پس میزان سرمایه اولیه مورد نیاز خود را بیش از حد ارزیابی کنید، زیرا ممکن است مدتی طول بکشد تا کسب و کار شما به درآمد پایداری برسد.

یکی از راه هایی که می توانید تعیین کنید چقدر پول نیاز دارید استفاده از فرمول نقطه سر به سر است. 

هزینه های ثابت ÷ (قیمت متوسط ​​- هزینه های متغیر) = نقطه سر به سر

هر کارآفرینی باید از این فرمول استفاده کند، زیرا:

  1. در مورد حداقل عملکردی که کسب و کار باید داشته باشد تا پول از دست ندهد، اطلاعات خوبی می دهد. 
  2. کمک می کند تا بفهمید سود شما دقیقاً از کجا ناشی می شود، بنابراین می توانید بر اساس آن اهداف تولید را تعیین کنید.

در ادامه دلایل رایج برای تجزیه و تحلیل این فرمول را میبینید:

  1. تعیین سودآوری: از خود بپرسید چقدر درآمد نیاز دارم تا بتوانم تمام هزینه هایم را تأمین کنم؟ کدام محصولات یا خدمات سود می رسانند و کدام یک با زیان فروخته می شوند؟
  2. قیمت یک محصول یا خدمت: اکثر مدیران در هنگام قیمت گذاری، در نظر می گیرند که هزینه تولید محصولشان چقدر است و رقبا چگونه محصولات خود را قیمت گذاری می کنند. از خود بپرسید که نرخ های ثابت، هزینه های متغیر و هزینه کل چقدر است؟ قیمت هر کالای فیزیکی چقدر است؟ هزینه کار چقدر است؟
  3. تجزیه و تحلیل داده ها: چه حجم از کالا یا خدمات را باید بفروشید تا سودآور باشد؟ از خود بپرسید چگونه می توانم هزینه های کلی و ثابت خود را کاهش دهم؟ چگونه می توانم هزینه های متغیر در واحد را کاهش دهم؟ چگونه می توانم فروش را بهبود دهم؟
  4. گزینه های تامین مالی خود را در نظر بگیرید: سرمایه اولیه برای کسب و کار شما می تواند از طرق مختلف تامین شود. برای به دست آوردن بودجه برای کسب و کار شما به اعتبار نیاز دارید. پس بکوشید اعتبار کار خود را بالا ببرید.

۳- نام کسب و کار خود را مورد بررسی قرار دهید.

یک کسب و کار برای تبدیل شدن به یک برند حرفه ای باید نام حرفه ای داشته باشد. شاید بگویید که بسیاری از کسب و کارها هستند که با نداشتن نام حرفه ای به یک برند بزرگ تبدیل شدند. کاملا درست است و این موضوع امکان پذیر است ولی مثل این است که شما به جای یک جاده آسفالت و صاف، یک جاده خاکی و پر از دست انداز را انتخاب کنید.

در صورت انتخاب نام نادرست و سطحی، ناچار می شوید برای تبدیل شدن به یک برند بزرگ هزینه های زیادی را متحمل شده و انرژی زیادی صرف کنید. نام کسب و کار شما در سه ثانیه اول تصویری در ذهن مخاطب ایجاد می کند که تعیین کننده نظر او در مورد کسب و کار شما است و از این جهت بسیار مهم است.

انتخاب نام حرفه ای

در انتخاب نام کسبوکار حتما موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  1. مفهوم نام: قرار نیست که نام، کسب و کار شما را شرح دهد، فقط کافی است تصوری مناسبی در ذهن مشتری ایجاد کند.
  2. تلفظ آسان: از نظر آوایی به راحتی به زبان بیاید و تلفظ اسانی داشته باشد.
  3. نگارش ساده به زبان انگلیسی: به خاطر انتخاب نام دامین وب سایت بهتر است نام هایی که حروفی مثل ژ یا حمزه دارند استفاده نشود.
  4. ماندگاری در حافظه: بعد از ۲ بار تکرار باید نام کسب وکارتان در ذهن مشتری بماند.
  5. قابلیت مالکیت: باید نام مفهوم درستی داشته باشد تا بتوانید نام را ثبت کنید. 
  6. قابلیت گرفتن دامین: آینده کسب و کارها آنلاین است. پس به وب سایت احتیاج دارید. نباید این نام قبلا توسط فرد یا کسب و کار دیگری گرفته شده باشد.
  7. جستجو در یاهو، گوگل و بینگ: اگر کسی بخواهد نام کسب و کار شما را سرچ کند باید بتواند آن را به راحتی پیدا کند. نام انتخابی نباید در وب سایت های مختلف تکرار شده و عمومی باشد. به عنوان مثال اگر نام کسب و کارتان “جهان” باشد، اگر کسی جهان را سرچ کند مطالب متفاوتی به او نشان داده می شود. پس بهتر است نام متمایزی برای خود انتخاب کنید.

بایدها و نبایدهای انتخاب نام کسب و کار

  1. از حروف جذاب استفاده کنید. حروفی مثل س، ا، ج، گ، ج، ش نام شما را از نظر آوایی جذاب می کند مثل کلمه پاسارگاد.
  2. اگر بازار هدف شما کشورهای عربی هستند، از حروفی مثل پ و گ استفاده نکنید. 
  3. دقت کنید که نام کسبو کارتان در ابتدا بیاید. یعنی اگر نام شما از ۲ بخش تشکیل شده است، آن بخشی که معرف کسب و کار شما است و می خواهید در ذهن مشتری بماند را در ابتدای نامتان قرار دهید. مثلا “الکترونیک آما” را “آما الکترونیک” بنامید زیرا هم متمایز است و هم روی آما تاکید شده است.
  4. سهولت در طراحی لوگو تایپ نیز بسیار مهم است. اگر می خواهید در لوگوی کسب و کار از نام آن استفاده کنید، باید سهولت طراحی آن را در نظر بگیرید. در ادامه به انتخاب لوگو نیز اشاره خواهیم کرد.
ویژگی های نام کسبوکار

چه زمانی باید نام کسب و کار خود را عوض کنید؟

زمانی باید نام کسب و کار خود را تغییر دهید که قصد دارید پیشرفت کنید، بیشتر بفروشید و حرفه ای کار کنید. اگر می خواهید کسب و کارتان به همین شیوه فعلی به کار ادامه دهد و قصد توسعه ندارید نیازی نیست نامتان را تغییر دهید اگر نام کسب و کار شما این ویژگی ها را دارد، حتما آن را تغییر دهید:

  • نام های محلی: یکی از حالت هایی که باعث می شود نام کسب و کار شما غیر حرفه ای به نظر برسد، این است که نام شهر یا منطقه خود را روی کسب و کارتان بگذارید. مثلا شرکت اقیانوس آبی که در زمینه آموزش های مدیریتی فعالیت می کند، اگر نام خود را ” مدیر یزد” یا “یزد بازار” بگذارد و یا از نام هایی که در گذشته به جای یزد استفاده می شده مثل ” ایساتیس” در نام خود استفاده کند، غیرحرفه ای عمل کرده است. یا مثلا اسم باتری فروشی را بگذاریم” کویر باطری”.
  • این گونه نام ها شما را محدود به یک منطقه جغرافیایی خاص می کنند و برای فعالیت در خارج از آن منطقه دچار مشکل می شوید.
  • دلیل بعدی این است که شاید حالا شهر شما تصویر خوبی در ذهن مشتری داشته باشد و باعث اعتبار کسب و کارتان می شود. اما نمی توان این موضوع را همیشه تضمین کرد. پس بهتر است نام خود را از وابسته بودن به یک منطقه و فرهنگ خاص رها کنید.
  • نام های خانوادگی: در صورتی که از نام خانوادگی خود برای نام گذاری کسب و کارتان استفاده کنید، حتی اگر به یک کسب وکار بزرگ تبدیل شوید، نام شما این بزرگ بودن را در ذهن مشتری تداعی نمی کند، زیرا آن را محدود به یک فرد خاص یا خانواده خاص می بینند.
  • نام های گروهی: این حالت از نام گذاری کسب وکار را بیشتر در صنعت شیرینی می بینیم که برای برند شدن بسیار دچار مشکل می شود.
  • محصول خاص: برخی کسب و کارها هستند که در ابتدای شروع کارشان، نام محصولشان را برای کسب و کارشان انتخاب می کنند. حالا اگر در آینده محصولات خود را گسترش دهند، این نام برایشان مشکل ساز می شود. مثلا نام کسب و کاری ” پارس روغن” باشد، حالا اگر بخواهید محصولات مکمل دیگری تولید کنید، این نام مانع شما می شود.
  • جنسیت یا افراد خاص: حالت دیگری که در آن باید نام کسب و کارتان را عوض کنید این است که آن را محدود به جنسیت خاص یا افراد خاصی کرده باشید. نام هایی مثل” مدیران” یا ” بانو” نام های محدود هستند، پس مخاطبانتان نیز محدود می شوند. در صورتی که انواع مشتریان شما واقعا مدیران و یا خانم ها هستند، این نام به شما کمک می کند ولی اگر زمانی بخواهید بازارتان را گسترش دهید، این نام مانع شما خواهد شد. پس فروش و پیشرفت خودتان را با انتخاب یک نام اشتباه به خطر نیندازید.
  • نام هایی که باعث برداشت منفی می شوند: مثلا خشکشویی که نام خودش را گذاشته چروک، یا سوپرمارکتی که اسم خودش را گذاشته ماکت مارکت. تصویر منفی ایجاد شده در ذهن مشتری به خاطر این نوع نام ها تاثیر منفی در فروش دارد.
  • نام هایی دارای چند روش نگارش باشند مثل : سمین و ثمین، ارشیا و عرشیا، صفاییه و صفائیه…
  • نام هایی که بسیار کوتاه باشند: شاید شنیده باشید که از ویژگی های نام خوب کسب و کار این است که کوتاه باشد، اما اینطور نیست. چون نام خیلی کوتاه نادیده گرفته می شود و شنیده نمی شود. مثل : “دی”. پس سعی کنید که نام کسب و کارتان حداقل ۴ حرف داشته باشد یا ۲ بخشی باشد.
  • نام هایی که خیلی بلند باشند: اگر نام شما بیش از ۱۰ حرف داشته باشد در ذهن مشتری راحت ثبت نمی شود و او نمیتواند به راحتی آن را به خاطر بسپارد. هم چنین از دو کلمه هم بیشتر نباشد.
  • نام های کلیشه ای یا نام هایی با پیشوند یا پسوند کلیشه ای مثل واژه مدیر، پارسیان، شهر و … را باید تغییر دهید.
  • نام هایی که تلفظ چندگانه دارند: اینگونه نام ها مناسب نیستند و باید تغییر کنند. برندی به نام رَس به تازگی در شهر یزد تبلیغات بیلبوردی انجام داده بود و ما به اشتباه آن را رُس خواندیم. وقتی به سایت این برند توجه کردیم، Ras نوشته شده بود که باز هم برخی به اشتباه راس می خواندند. نام های مثل شیفر و فیشر، یا رایان مهر و یاران مهر که امکان جابه جایی حروفش در ذهن مخاطب وجود دارد نام های استانداردی نیستند.

۵ مرحله انتخاب یک نام حرفه ای

نامی که انتخاب می شود باید حرفه ای باشد. در ادامه ۵ مرحله انتخاب یک نام حرفه ای بیان می شود.

  1. خواسته بازار هدف: با طوفان فکری و کمک و مشارکت افرادتان بازار هدف و محصولتان را باید بشناسید. اگر تولید کننده یا فروشنده کابینت هستید، باید بازار هدفتان را بشناسی، مثلا اگر افراد پولدار و مرفه مخاطب شما هستند باید یادداشت کنید که چه خواسته ای از محصول شما دارند. موارد اشتباه را حذف نکنید، فیلتر نکنید و نظرات خنده دار و بی ربط را هم یادداشت کنید.
  2. یافتن مفاهیم مرتبط: مفاهیمی که با خواسته بازار هدفتان مرتبط است را در نظر بگیرید. مثلا اگر خواسته بازار هدف شما شیک بودن محصول است، مفاهیمی مثل مجلل، زیبا، مدرن و غیره را به صورت درختی گسترش دهید. وب سایت آبادیس، فرهنگ لغت دهخدا و معین را در خود دارد و می توانید کلمات خود را در آن وارد کنید تا مفاهیم مرتبط را پیدا کنید. می توانید خلاقیت داشته باشید و برخی نام های را به هم وصل کنید و نام جدید بسازید.
  3. حذف گزینه های اشتباه: گزینه هایی که اشتباه در آن ها صورت گرفته را حذف کنید. مثل نام های عمومی، انگلیسی، نام خانوادگی، عددی و … را فیلتر کنید.
  4. امتیازدهی به بقیه نام ها: در این مرحله هیچ چیز را حذف نکنید و به آن ها با توجه به بایدها و نبایدهای نام که به آن ها اشاره شده، امتیاز بدهید و ان ها را مرتب کنید و ۵ نام اول را انتخاب کنید.
  5. پرسش تصویر نام از بازار هدف: این ۵ نام را به حداقل ۶ نفر از مشتریان بازار هدفتان نشان دهید. توجه کنید نظر دوستان و آشنایان را نپرسید حتما بازار هدف را بررسی کنید. اگر معنی نام را پرسیدند یا نوع کسب و کار را پرسیدند اصلا پاسخ ندهید فقط بخواهید تصویری که در ذهنشان ایجاد می شود را به شما بگویند. مثلا دیاکو: تصویر جنگ، تصویر ایساکو: قطعات یدکی خودرو. در نهایت نامی را انتخاب کنید که بیشترین تطابق را از نظر مفهوم تصویر با کسب و کارتان مرتبط باشد.
مراحل انتخاب نام حرفه ای کسب و کار

۴- ساختار قانونی شغل خود را تعیین کنید.

قبل از اینکه بتوانید شرکت خود را ثبت کنید، باید تصمیم بگیرید که چه نوع نهادی است. ساختار مشاغل شما به طور قانونی همه چیز را تحت تأثیر قرار می دهد، از نحوه پرداخت مالیات تا مسئولیت شخصی در صورت بروز مشکل.

  • مالکیت یگانه: اگر صاحب مشاغل کاملاً خودتان هستید و قصد دارید مسئول تمام بدهی ها و تعهدات باشید، می توانید برای یک شرکت خصوصی ثبت نام کنید. مواظب باشید که این مسیر می تواند به طور مستقیم بر اعتبار شخصی شما تأثیر بگذارد.
  • مشارکت تجاری: همانطور که از نامش مشخص است، به این معنی است که دو یا چند نفر به عنوان مالک مشاغل شخصاً مسئول هستند. اگر می توانید یک شریک تجاری با مهارت های تکمیلی خود پیدا کنید، مجبور نیستید به تنهایی کار کنید. معمولاً ایده خوبی است که شخصی را به خود اضافه کنید تا به رونق کسب و کار شما کمک کند.
  • شرکت با مسئولیت محدود: یکی از معمول ترین ساختارها برای مشاغل کوچک، شرکت با مسئولیت محدود است. این ساختار ترکیبی از حمایت های قانونی یک شرکت برخوردار است در حالی که مزایای مالیاتی مشارکت را مجاز می داند.

در نهایت، این به شما بستگی دارد که تعیین کنید کدام نوع نهاد برای نیازهای فعلی و اهداف تجاری آینده شما مناسب است. مهم است که در مورد ساختارهای مختلف مشاغل قانونی موجود اطلاعات کسب کنید. اگر برای تصمیم گیری در حال تلاش هستید، ایده بدی نیست که در مورد این تصمیم با یک مشاور کسب و کار صحبت کنید.

۵- ثبت نام کسب و کار و دریافت مجوزها

قبل از اینکه بتوانید به طور قانونی تجارت خود را اداره کنید، باید انواع مجوزهای کسب و کار را بگیرید. چندین سند وجود دارد که باید قبل از هر چیز آن ها را تهیه کنید.

  1. شرکت ها به سند “اساسنامه” نیاز دارند که شامل نام کسب و کار، هدف تجاری، ساختار شرکت، جزئیات سهام و سایر اطلاعات مربوط به شرکت باشد.
  2. پس از ثبت کسب و کار خود، ممکن است لازم باشد شماره شناسایی کارفرما دریافت کنید. در حالی که این امر برای مشاغل انفرادی بدون کارمند ضروری نیست، ممکن است بخواهید به هر حال برای جدا کردن مالیات های شخصی و شغلی خود از آنها درخواست کنید یا بعداً اگر تصمیم به استخدام شخصی گرفتید، خود را از این مشکل نجات دهید.
  3. شما همچنین باید فرم های خاصی را برای انجام تعهدات مالیاتی بر درآمد خود ثبت کنید. فرم های مورد نیاز شما توسط ساختار کسب و کار شما تعیین می شوند.
  4. برخی از مشاغل همچنین ممکن است به مجوزهایی احتیاج داشته باشند. بهترین مکان برای اخذ مجوز کسب و کار، شهرداری محلی شما است. مشاغل و پیمانکاران مستقل در مشاغل خاص ملزم به داشتن مجوز حرفه ای هستند. 

۶- خرید بیمه نامه

خرید بیمه مناسب برای کسب و کار گامی مهم است که قبل از راه اندازی رسمی باید انجام دهید. برخورد با حوادثی مانند خسارت به اموال، سرقت یا حتی شکایت مشتری می تواند هزینه بر باشد. اگرچه شما باید چندین نوع بیمه تجاری را در نظر بگیرید، اما چند طرح بیمه اساسی وجود دارد که اکثر مشاغل کوچک می توانند از آنها بهره مند شوند. به عنوان مثال، اگر مشاغل شما دارای کارمند است، حداقل باید بیمه جبران خسارت و بیکاری کارگران را خریداری کنید.

بسته به موقعیت و صنعت شما ممکن است به انواع دیگری از پوشش نیز نیاز داشته باشید، اما به اکثر مشاغل کوچک توصیه می شود بیمه نامه صاحب مشاغل را خریداری کنید که خسارت اموال، جراحت بدنی و جراحت شخصی خود یا شخص ثالث را پوشش می دهد. اگر کسب و کار شما خدمات ارائه می دهد، بیمه مسئولیت حرفه ای را در نظر بگیرید که اگر شما اشتباهی انجام داده اید یا از انجام کاری غافل شدید، شامل شما می شود.

بیمه نامه و مجوزها در کسبو کار

۷- تیم خود را بسازید.

کارآفرینان باید همان توجهی را که به محصولات خود دارند به عنصر “منبع انسانی” مشاغل خود نیز داسته باشند. محصول شما توسط کارمندان شما ساخته شده است. شناسایی تیم خود، اینکه هر فردی برای چه شغلی مناسب است، درک شکاف های موجود و تعیین نحوه برخورد و زمان رسیدگی به آنها باید در اولویت قرار گیرد. تعیین نحوه همکاری تیم، تعیین نقش ها و مسئولیت ها و تقسیم کار به همان اندازه مهم است. اینکه چگونه می توان بازخورد داد یا چگونه با هم کار کرد وقتی همه در یک اتاق نیستند، شما را از بسیاری از دردسرها نجات می دهد.

۸- فروشندگان خود را انتخاب کنید.

اداره یک کسب و کار می تواند طاقت فرسا باشد و احتمالاً شما و تیم خود قادر نخواهید بود همه این کارها را به تنهایی انجام دهید. این جایی است که فروشندگان شخص ثالث وارد می شوند. شرکت های هر صنعت از منابع انسانی تا سیستم های فروش تلفنی برای همکاری با شما و کمک به شما در اداره بهتر کسب و کار وجود دارند. وقتی در جستجوی شرکای B2B هستید، باید با دقت انتخاب کنید. این شرکت ها به داده های تجاری حیاتی و بالقوه حساس دسترسی خواهند داشت، بنابراین یافتن شخصی که می توانید به او اعتماد کنید بسیار مهم است.

از فروشندگان احتمالی در مورد تجربه آنها در صنعت شما، سابقه آنها در مشتریان فعلی و اینکه آنها به چه نوع رشدی در دستیابی به سایر مشتریان کمک کرده اند سوال کنید. البته همه مشاغل به فروشندگان یکسانی نیاز ندارند، اما محصولات و خدمات مشترکی وجود دارد که تقریباً هر شغلی به آنها نیاز دارد. عملکردهای زیر را که برای هر نوع مشاغل ضروری است در نظر بگیرید.

  • نحوه دریافت پرداخت از مشتریان

ارائه چندین گزینه پرداخت به شما این اطمینان را می دهد که می توانید فروش را در هر قالبی که برای مشتری هدف راحت تر است انجام دهید. برای اطمینان از اینکه بهترین نرخ را برای نوع کسب و کار خود دریافت می کنید، باید گزینه ها را با یکدیگر مقایسه کنید.

  • مدیریت امور مالی

بسیاری از صاحبان مشاغل هنگام شروع تجارت خود می توانند عملکردهای حسابداری خود را مدیریت کنند، اما با رشد کسب و کار شما می توانید با استخدام حسابدار یا مقایسه ارائه دهندگان نرم افزار حسابداری در وقت خود صرفه جویی کنید.

۹- برای کسب و کار خود لوگو انتخاب کنید.

یک لوگو ایجاد کنید که به مردم کمک کند تا به راحتی برند شما را شناسایی کنند. بسیاری از کسب و کارهای سنتی هنوز به اهمیت انتخاب لوگو پی نبرده اند و آن را کاری بیهوده می دانند. اما در دنیای بازاریابی امروز شکل ها و رنگ ها تاثیر زیادی در تسخیر ذهن مخاطب می گذارند. جالب است بدانید که خیلی از مصرف کنندگان یک محصول دلیل معقولی برای انتخاب ان ندارند. به ندرت می توان فردی را پیدا کرد که محصول بی نام و نشانی را انتخاب کند. بیشتر افراد به دنبال محصولی هستند که لوگو و نام حرفه ای داشته باشد.

اهمیت داشتن لوگو

در طول سال هایی که به کسب و کارهای مختلف مشاوره داده ایم، با مدیرانی رو به رو شدیم که پس از سال ها فعالیت تازه به اهمیت لوگو پی برده اند و می خواهند لوگوی کسب و کارشان را تغییر دهند. در این حالت آن ها هزینه های اضافی زیادی را متحمل می شوند مثل تعویض بسته بندی ها، تبلیغات بیشتر در کانال های مختلف برای جایگاه سازی لوگوی جدید. پس بهتر است قبل از راه اندازی کسب و کار لوگوی حرفه ای برای آن طراحی کنید.

خدمات اقیانوس آبی: طراحی لوگو حرفه ای

انواع لوگو در کسب و کار

به طور کلی سه نوع لوگو وجود دارد:

  1. لوگو تایپ: نام کسب و کار به شکل لوگو نمایش داده می شود. فونت ها و شکل های مختلف از نام کسب و کار در لوگو نشان داده می شود. شرکت های کوکا کولا، گوگل و مایکروسافت از این نوع لوگو برای شرکت خود استفاده کردند.
  2. لوگو ساین یا آرم: برای ایجاد لوگو از یک تصویر استفاده می شود.مثل لوگوی اپل که یک تصویر است. پیشنهاد ما این است که از این روش استفاده نکنید زیرا فهمیدن این موضوع که این لوگو برای یک کسب و کار خاص است برای مخاطب ممکن نیست و نیاز به یک برندسازی قوی از سمت شما دارد که زمان بر و هزینه بر است.
  3. لوگو ترکیبی: برای طراحی این نوع لوگو از ترکیب شکل و متن استفاده می شود. به عنوان مثال شرکت پپسی یا اچ پی (hp) از این روش استفاده کرده اند. پیشنهاد ما این روش است، زیرا کپی کردن از ان راحت نیست و مخاطب با دیدن لوگو، نام کسب و کار شما را هم خواهید دید.

نکاتی که باید هنگام طراحی لوگو در نظر داشته باشید:

  1. سادگی و ماندگاری: نباید لوگو پیچیده باشد. اگر کار صنعتی دارید نیازی نیست که از چرخ دنده و پیچ گوشتی استفاده کنید و بخواهید با لوگو به افراد بفهمانید چه می کنید.
  2. تکراری نبودن: از اشکال تکراری مثل دایره و مربع استفاده نکنید و متمایز باشید.
  3. داشتن یک نشان خاص: المان و یا رنگ خاصی در نظر بگیرید که مختص کسب و کار شما باشد. مثل لوگوی کوکا کولا یا پپسی که حتی بدون دیدن نام آنها هم می توانیم بفهمیم که محصول برای کدام کارخانه است.
  4. بالانس بودن: یک لوگوی حرفه ای اگر برعکس ( معکوس) هم باشد تغییر شکل نمی دهد. مثل لوگوهایی که برای شرکت های نوکیا و سونی و ال جی طراحی شده است.
  5. تداعی رنگ سازمانی: از چندین رنگ در لوگو استفاده نکنید و لوگوی شما باید با رنگ سازمانی شما زیبا به نظر بیاید.
  6. چاپ سیاه و سفید: حتما لوگوی خود را به صورت سیاه و سفید چاپ کنید و بررسی کنید آیا مفهوم و هویت کسب وکار شما را می رساند و قابل تشخیص است یا خیر.
  7. افقی بودن: خط دید انسان افقی است. لوگوهای عمودی تاثیرگذاری کمتر دارند، همچنین استفاده از آن ها برای استفاده در سربرگ یا تبلیغ سخت و دردسر ساز است.
  8. نداشتن عکس و سایه: از عکس خودتان و یا یک محصول خاص در لوگوی خود استفاده نکنید. مثل لوگوی KFC که تصویریک مرد در درون یک دایره است. اینگونه لوگوها خیلی شلوغ وغیرحرفه ای است. زیر متن لوگو سایه نگذارید، زیرا چاپ سیاه و سفید را زشت می کند.
  9. در طراحی لوگو فقط از یک یا دو فونت استفاده کنید. فونت مخصوص خودتان را بسازید. برای این منظور می توانید از وب سایت fontstruct.com استفاده کنید. از فونت های کودکانه و غیرخوانا استفاده نکنید.

در شکل زیر نمونه هایی از لوگوهای غیر حرفه ای آمده است. علت غیرحرفه ای بودن این لوگو گنگ بودن، شلوغ بودن، تعداد رنگ های زیاد و عدم امکان چاپ سیاه و سفید می باشد.

لوگو در کسب و کار kfc

همچنین در شکل زیر نمونه ای از لوگوهای حرفه ای آمده است. به عنوان مثال مک دونالد از رنگ های اشتها آور استفاده کرده است.

لوگو در کسب و کار مک دونالد

اگر صاحب کسب وکار بزرگی هستید و و به دنبال لوگوی حرفه ای هستید کار طراحی لوگو را به شرکت های حرفه ای طراحی لوگو بسپارید. وب سایت های طراحی لوگو برای ایده گرفتن در ادامه آمده است:

  • Logo maker
  • Logo blog
  • Logo Yes
  • Logo Ease
اهمیت لوگو در کسب و کار

۱۰- انتخاب شعار حرفه ای برای بازاریابی

شعار، هدف کسب و کار و مزیت شما را نسبت به رقبا به مشتری خواهد گفت. اگر در قسمت تعیین استراتژی کسب و کار خوب عمل کنید، اهداف، ماموریت و چشم انداز کسبو کار شما به راحتی مشخص می شود.

برای انتخاب شعار به این فکر کنید که اگر محصول شما حرف می زد چطور خودش را معرفی می کرد. ویژگی های شعار حرفه ای به صورت زیر می باشد.

  1. شعار باید ساده و کوتاه باشد.
  2. شعار باید معرف مزیت کسب و کار شما باشد.
  3. شعار باید حس خوب در مشتری ایجاد کند.
  4. شعار باید با محصول متناسب باشد.
  5. شعار باید ایجاد کننده نیاز در مشتری باشد.
  6. شعار باید به یاد ماندنی باشد.

چند نمونه از شعارهای زیبای کسب و کارها

  • Nike – Just do it
  • Adidas – Impossible is Nothing
  • Levis – Quality never goes out of style
  • Sony – Make Believe
  • Walmart – Save Money. Live Better
  • EA – Challenge everything
  • Canon – See what we mean
  • Coca Cola – Open Happiness

باید به این نکته توجه کرد که در این شعارها هیچ تعریفی از شرکت نمی شود و به مشتری گفته می شود که چه نیازی از او رفع می شود. شعارهایی مثل: هدف ما جلب رضایت شما است، یا کیفیت ما شعار ما، بهترین را از ما بخواهید، شعارهای غیرحرفه ای هستند.

از شعارهای حرفه ای کسبوکارهای ایرانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • چی توز: طعم خوش لحظه ها
  • همراه اول: هیچ کس تنها نیست
  • کولر گازی اجنرال: هوای شما را داریم.

۱۱- انتخاب رنگ سازمانی

رنگ یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار در ذهن مشتریان است. روانشناسی رنگ ها را بخوانید و در طراحی کارت ویزیت، سربرگ، قالب وب سایت و … از آن استفاده کنید.

اگر خواستید از بیش از یک رنگ استفاده کنید باید با هم هارمونی داشته باشند. برای این منظور از color wheel استفاده کنید تا رنگ های مکمل و هماهنگ را به شما نشان دهد.

انتخاب رنگ سازمانی کسب و کار
  • رنگ آبی: اطمینان و اعتماد: مثل لوگوی بانک ها
  • قرمز: پویایی و انرژی و اشتها : مثل مک دونالد
  • زرد: خوش بینی و شادی / احتیاط: برای تولید کننده ابزارهای صنعتی
  • سبز: رشد، آرامش و طبیعت: محصولات طبیعی و سودآور ( مثل بانک های مهر اقتصاد و قوامین که مفهوم رشد و سود را می رساند)
  • بنفش: خلاقیت امید و تفکر: برای شرکت های تبلیغاتی
  • قهوه ای: قدمت و دوام
  • سفید: پاکی 
  • مشکی: قدرت و عظمت: محصولات لوکس 

۱۲- وب سایت شرکت خود را راه اندازی کنید.

داشتن وب سایت از الزامات راه اندازی کسب و کارهای امروزی است. بسیاری از مشتریان برای اطلاع از وجود یک کسب و کار به اینترنت مراجعه می کنند و یک وب سایت اثبات دیجیتالی است که نشان می دهد کسب و کار کوچک شما وجود دارد. همچنین یک راه عالی برای تعامل با مشتریان فعلی و بالقوه است. 

بسیاری از استارتاپ ها طرز فکر اشتباه در مورد وب سایت های خود دارند. مسئله این است که آنها وب سایت خود را به عنوان هزینه می بینند نه سرمایه گذاری. در عصر دیجیتال امروز، این یک اشتباه بزرگ است. صاحبان مشاغل کوچکی که درک می کنند حضور آنلاین چقدر مهم است، در شروع کسب و کار قوی عمل خواهند کرد.

در انتخاب نام دامین دقت کنید. نام دامین باید به گونه ای باشد که در خاطر مشتری بماند و به راحتی قابل تایپ باشد. از نقطه و آندرلاین و غیره استفاده نکنید. از org یا biz استفاده نکنید، زیرا خیلی در ذهن مخاطبان جا نیفتاده است و اگر اشتباهی در تایپ آن رخ بدهد مشتری به وب سایت رقیبتان منتقل می شود. توجه به نکات زیر در انتخاب دامین مهم است:

  • اگر دامینی را انتخاب کردید، حتما اسم های مشابه را هم بگیرید. مثل ir
  • طولانی و مخفف نباشد. از نام های عمومی استفاده نکنید. حتما نام خاص و متمایز انتخاب کنید.
  • مثل book.com یا marketing.ir خیلی عمومی است و معتبر بودن برند شما را نشان نمی دهد. نوع نگارش دامین را دقت کنید. امکان تلفظ های مختلف وجود نداشته باشد.
  • برای چک کردن آزاد بودن دامین به وب سایت whois.com مراجعه کنید. در این وب سایت نام های نزدیک به نام خودتان را هم به شما پیشنهاد می دهد.

۱۳- کسب و کارتان را برند کرده و تبلیغ کنید.

قبل از راه اندازی کسب و کار و شروع به فروش محصول یا خدمات خود، باید نام تجاری خود را تقویت کنید. روش های زیر می توانند به شما کمک کنند:

  • وب سایت شرکت را قدرتمند و به روز نگه دارید. همچنین تمام مجوزها را برای کسب و کار آنلاین دریافت کنید.
  • از رسانه های اجتماعی استفاده کنید. از رسانه های اجتماعی برای اطلاع رسانی کسب و کار جدید خود استفاده کنید. معمولا به عنوان یک ابزار تبلیغاتی برای ارائه کوپن و تخفیف به دنبال کنندگان پس از راه اندازی استفاده می شود. بهترین بسترهای رسانه های اجتماعی برای استفاده بستگی به مخاطب هدف شما دارد.
  • مدیریت نیازمندی مشتری (CRM) را در نظر بگیرید. بهترین راه حل های نرم افزاری CRM به شما این امکان را می دهد تا اطلاعات مشتری را ذخیره کنید تا نحوه بازاریابی با آنها را بهبود ببخشید. یک کمپین تبلیغاتی درست و یا یک کمپین ایمیلی فکر شده می تواند برای رسیدن به مشتریان و برقراری ارتباط با مخاطبان معجزه کند.
  • ایجاد یک برنامه بازاریابی به اندازه ارائه محصول یا خدمات با کیفیت اهمیت دارد، مثلا به بهانه ی یک مراسم خاص، یک کمپین بازاریابی استراتژیک ایجاد کنید. اطلاع رسانی این کمپین در کانال های مختلف بازاریابی مانند وب سایت شرکت، رسانه های اجتماعی، خبرنامه های ایمیل و فرم ها می تواند انجام شود.
  • از مشتریان بخواهید با شما تعامل داشته باشند. ساده ترین راه برای انجام این کار استفاده از فرم های تعاملی در وب سایت یا شبکه های اجتماعی است. مردم این روزها آنقدر ایمیل ها و پیام های دور ریختنی دریافت می کنند که اگر برای ارسال پیام های خود از آن ها اجازه بگیرید، اعتماد آن ها را جلب می کنید. فرم های انتخابی نقطه شروع عالی برای ایجاد اعتماد و احترام با مشتریان بالقوه است.

۱۴- کسب و کار خود را توسعه دهید.

بعد از راه اندازی کسب و کار، اولین فروش شما می تواند آغاز کار شما به عنوان یک کارآفرین باشد. برای کسب سود و سرپا ماندن در بازار کسب و کار، همیشه باید به فکر توسعه آن باشید. از تکنولوژی غافل نباشید و آسان ترین و به روز ترین روش ها را برای نمایش محصولات به مشتریان به کار بگیرید.

توسعه کسبو کار

به اعتبار کسب و کار خود توجه کنید و سعی کنید طوری در بازار کسب و کار رفتار کنید تا اعتماد مشتریان جلب شود. همه این موارد به زمان و تلاش نیاز دارد. بنابراین با برنامه و صبر به دنبال کسب سود از کسب و کار خود باشید. همکاری با برندهای معتبرتر در صنعت شما راهی عالی برای دستیابی به رشد است. با یک موسسه خیریه شریک شوید و مقداری از زمان یا محصولات خود را به صورت رایگان در اختیار آن ها بگذارید تا نام شما را به گوش همه برسانند. 

سوالات متداول در مورد راه اندازی یک کسب و کار

سوالات متداول در مورد راه اندازی یک کسب و کار
  1. چگونه می توانم راه اندازی کسب و کار خود را بدون پول انجام دهم؟

شما می توانید یک کسب و کار موفق را بدون هیچ گونه سرمایه اولیه راه اندازی کنید. روی یک ایده تجاری کار کنید که بر اساس مهارت شما ساخته شده است تا چیزی جدید و ابتکاری را به بازار ارائه دهد. در حین ایجاد یک کسب و کار جدید، کار قبلی خود را رها نکنید تا ریسک مالی را کاهش دهید.

هنگامی که ایده کسب و کار خود را توسعه دادید و آماده شروع به کار در یک طرح تجاری هستید، باید با خلاقیت به فکر کسب بودجه باشید. با انتقال ایده خود به حامیان مالی می توانید از طریق سرمایه گذاری پول جمع آوری کنید. همچنین می توانید از طریق پلتفرم های جمع آوری سرمایه مانند Kickstarter بودجه جمع آوری کنید. همچنین می توانید مبلغ معینی از درآمد هفتگی خود را برای اختصاص به یک تجارت جدید اختصاص دهید. در نهایت، شما می توانید از گزینه های وام از بانک ها و سایر موسسات مالی به عنوان راهی برای راه اندازی شرکت خود استفاده کنید.

  1. کدام کسب و کار راه اندازی آسان تری دارد؟

ساده ترین مشاغل برای شروع، مشاغلی است که از قبل نیاز به سرمایه گذاری کمی دارند یا نیازی به آموزش گسترده برای یادگیری کسب و کار ندارند. یکی از ساده ترین انواع مشاغل جدید برای راه اندازی، یک شرکت Drop Shipping است. مشاغل Drop shipping جز شغل های واسطه گری به حساب می آیند. به این معنا که نیازی به انبار کردن محصول نیست و فقط به عنوان سفارش گیرنده و تامین کننده محصول از جانب تولید کننده برای مشتری است. Drop shipping نیازی به مدیریت موجودی ندارد، و شما را از دردسرهای خرید، ذخیره و ردیابی سهام نجات می دهد. در عوض، یک شرکت دیگر به سفارش شما سفارشات مشتری شما را انجام می دهد. این شرکت موجودی را مدیریت می کند، کالاها را بسته بندی می کند و سفارشات تجاری شما را ارسال می کند. برای شروع، می توانید با انتخاب محصولات انتخاب شده از کاتالوگ موجود از طریق شرکا، یک فروشگاه آنلاین ایجاد کنید.

  1. بهترین زمان برای راه اندازی کسب و کار چه زمانی است؟

زمان ایده آل برای شروع یک تجارت جدید برای هر فرد متفاوت است. اول و مهم تر از همه این است که بدانید که زمان کافی برای به راه اندازی کسب و کار جدید را دارید یا خیر. چنانچه این زمان را داشته باشید باید یک کسب و کار جدید را شروع کنید. اگر محصول یا خدمات فصلی دارید، می خواهید کسب و کار خود را یک چهارم قبل از زمان شلوغ پیش بینی شده سال شروع کنید. برای شرکت های غیر فصلی، بهار و پاییز زمان های متداول سال برای راه اندازی است. معمولا زمستان کمترین فصل راه اندازی است، زیرا بسیاری از مالکان جدید ترجیح می دهند شرکت خود را از سال مالی جدید ایجاد کنند.

چالش ها و مشکلات کسب و کارها

مراحلی که گفته شد به راه اندازی کسب و کار شما و همچنین به پیشرفت آن کمک می کنند. توجه کنید که هیچگاه برنامه کاملی وجود ندارد. شما می خواهید مطمئن شوید که کاملاً برای شروع یک کسب و کار آماده می شوید، اما با این حال از مخاطرات راه اندازی یک کسب و کار این است که همه چیز ممکن است به هم بریزد. برای اداره یک تجارت موفق، باید خود را با شرایط متغیر وفق دهید.

شما شاید بهترین برنامه را در جهان داشته باشید، اما ممکن است همه چیز تغییر کند و شما باید آماده سازگاری با شرایط جدید به وجود آمده باشید. به عنوان یک کارآفرین، ارزش شما در حل مشکلات نهفته است، خواه محصول یا خدمات شما مشکلات دیگران را حل کند یا شما مشکلات درون سازمان خود را حل کنید.

در ادامه این مطلب در مورد مشکلات فضای کسب و کار در ۶ حوزه صحبت می کنیم.

۱. مشکلات کسب و کار در مدیریت منابع انسانی

مشکل هزینه منابع انسانی

بر خلاف تصور مدیران هزینه مدیریت منابع انسانی فقط حقوق ماهانه ای که پرداخت میکنید نیست بلکه هزینه های مهم تر و حساس تر هم هستند. اگر هزینه نیروهای خود را کنترل نکنید، با مشکلات زیادی مواجه می شوید، زیرا از یک طرف نه تنها هزینه زیادی صرف نیروهای خود کرده اید، بلکه از طرفی دیگر به هدف خود نیز نرسیده اید. با مدیریت هزینه های کسب وکارتان می توانید شرایط بهتری را برای راحتی کارمندانتان فراهم کنید.

گزینش غیرحرفه ای نیروی انسانی

اشتباه رایج و دردسر ساز دیگر در منابع انسانی، گزینش نیروی انسانی به صورت غیرحرفه ای است. یعنی مدیران کسب و کارها به جای اینکه گزینش حرفه ای انجام دهند، دم دست ترین گزینه را استخدام می کنند و در ادامه کار دچار مشکلات فراوانی می شوند. در این حالت شروع مسیر راحت است ولی ادامه آن بسیار سخت!

اگر در ابتدا کمی به خودتان سخت بگیرید و استخدام حرفه ای و درست انجام دهید، ادامه کار شما آسان خواهد بود؛ چون نیروی بدون حاشیه، با دانش مطلوب، با اخلاق و آموزش پذیر استخدام می کنید.

منبع انسانی در مدیریت کسب و کار

پایین بودن بهره وری نیروی انسانی

مشکل بعدی در بخش مدیریت منابع انسانی کسب و کارها، پایین بودن بهره وری نیروی انسانی است. اگر انسان ها مجبور به ارائه گزارش نباشند، بهره وری آن ها پایین می آید و به تنبلی رو می آورند. به عنوان مدیر کسب و کار، مواظب بهره وری نیروی انسانی خود باشید تا در پایان ماه به جای سود و درآمد، برای شما ضرر نداشته باشند.

برای کنترل منابع انسانی نیاز به تهیه شاخص برای هر کدام از واحدها دارید. توجه داشته باشید که نباید فقط نتایج کار پرسنل مورد توجه قرار گیرند. اگر فعالیت های افراد را به شاخص های عددی تبدیل کنید، به راحتی قابل کنترل می شود. اگر این شاخص ها تحلیل شوند به راحتی مشکل کار را پیدا خواهید کرد و متوجه می شوید که چرا فروش یا هر کار دیگری در کسب و کار شما به خوبی صورت نگرفته است. در زیر شاخص های عملکردی یک بازاریاب تلفنی و مسئول شبکه های اجتماعی آورده شده است.

شاخص های بازاریاب تلفنی: تماس روزانه، تماس موفق روزانه، مذاکره تلفنی موفق، دعوت به اقدام مشتری بالقوه، تماس پیگیری، فروش نقدی، فروش غیر نقدی، میانگین مدت وصول، میانگین درصد تخفیف، بیش فروشی، تکرار فروش

شاخص های عملکردی مسئول شبکه های اجتماعی: تعداد محتوای تولید شده، رسانه های فعال، لایک، کامنت، دایرکت، درخواست خرید، خرید قطعی، همکاری با پیج های دیگر، افزایش عضو، پست ویروسی، ذخیره، فوروارد

۲. مشکلات کسب و کار در فروش

نگاه فروش محوری، اولین اشتباه مدیران هر کسب و کار

اشتباه بعدی مدیران در بخش مالی کسب و کارشان، نگاه فروش محوری است. یعنی تمام آن چه که برای آن ها در گزارشات ماهانه مهم است، اعداد فروش است. کنترل اعداد فروش مهم است ولی نه به تنهایی.

به نظر شما چرا این کار اشتباه است؟

ممکن است که عدد فروش برای شما مطلوب باشد، اما تیم فروش شما آن قدر تخفیف نقدی یا اقساط به مشتری داده اند که عملا آن فروش برای کسب و کار شما سودی ندارد. یعنی آن ها هزینه های تخفیف فروش را در نظر نگرفته اند. به یاد داشته باشید که در هر کسب و کار سود مهم است، نه فروش. ممکن است برای فروش، هدایایی در کنار محصول به مشتری داده شده باشد. هزینه های ارسال، هزینه های غیرمستقیم مثل هزینه تبلیغات، پورسانت های فروش و هم چنین هزینه های وصول را هم باید در نظر بگیرید تا بفهمید که آیا کسب و کار شما فروش خوبی دارد یا خیر.

بیشتر بخوانید: تخفیف دهی حرفه ای
در زیر نمونه ای از هزینه های اضافی که در نگرش فروش محوری به چشم نمی آیند را مشاهده می کنید:
  • هزینه های همراه فروش:بسته بندی، ارسال، بارگیری
  • هدیه همراه فروش: محصولات مکمل، مواد مصرفی، لوازم یدکی
  • تخفیف فروش: تخفیف خرید، تخفیف خرید نقدی، تخفیف باشگاه مشتریان
  • هزینه وصول: مبالغ وصول نشده، چک های برگشتی، وصولهای بلندمدت
  • پورسانت فروش: پورسانت فروشنده، پورسانت مدیر فروش، پورسانت بازاریاب
  • هزینه های غیر مستقیم: تبلیغات، فرصت سرمایه، مرجوعی و خرابی

در بخش فروش هر کسب و کار بر خلاف بخش قبل که در مورد کاهش هزینه ها بود، افزایش درآمد اهمیت دارد. سود یعنی درآمد منهای هزینه، پس برای افزایش سود کسب و کار خود باید هزینه را کم کنید یا درآمد را افزایش دهید.

نداشتن نگاه تحلیل گرانه به قیف فروش کسب و کار

یکی از مفاهیم پایه ای و بسیار مهم در فروش که نیاز به تحلیل حرفه ای دارد، مبحث قیف فروش است. مشکل اول در حوزه فروش اکثر کسب و کارها این است که متاسفانه بسیاری از مدیران نگاه تحلیل گرانه ندارند. وظیفه مدیر هر کسب و کار و هم چنین مدیران بخش فروش این است که با نگاه تحلیل گرانه، ریزش مشتریان را در هر مرحله بررسی و اصلاح کنند

ندادن پاسخ درست به بهانه های مشتری

مشکل بعدی در بخش فروش، پاسخ به بهانه های مشتری است. بهانه هایی مثل: “من شما را نمی شناسم!”، “بعدا تماس می گیرم.”، “قیمت محصول شما گران است.” و … . آیا شما به عنوان مدیر کسب و کار از نیروهای خود پرسیده اید که بهانه مشتریان برای نخریدن چیست؟ شما با توجه به اطلاعات وسیعی که نسبت به کسب و کار خود دارید می توانید برای هر بهانه پاسخ درستی به مشتری بدهید. این پاسخ ها را به صورت یک دفترچه مکتوب در اختیار نیروهای فروش خود قرار دهید. با این کار می توانید جلوی بسیاری از ریزش ها را بگیرید و موجب افزایش فروش شما شود.

۳. مشکلات کسب و کار در تدوین استراتژی

عدم توجه به چرخه عمر محصول یا خدمت

اولین و رایج ترین مشکل هر کسب و کار در بخش استراتژی، این است که آن کسب و کار در قسمت رشد یا بلوغ چرخه عمر محصولات خود قرار ندارد.

این یعنی آن صنعت هنوز وارد مرحله رشد نشده است، مثل استارت آپ ها یا تولید یک محصول جدید و معرفی آن به بازار. در این موقعیت ها حاشیه سود بسیار پایین است یا اینکه اصلا سودی وجود ندارد. حالت دیگر این است که کسب و کار شما رو به افول است و عمر مفید آن تمام شده است. در این موقعیت هزینه هایی که برای تولید محصول و بازاریابی آن صرف می شود، نسبت به سود حاصل از آن اصلا به صرفه نیست. پس در بخش استراتژی به چرخه عمر کسب و کار و محصولات خود توجه کنید، زیرا در هر مرحله از آن سودآوری متفاوت است و امکان دارد که متحمل ضرر هم بشوید.

استراتژی در مدیریت کسب و کار

عدم تمرکز مدیران کسب و کارها

اشتباه دوم در بخش استراتژی کسب و کار، عدم تمرکز مدیران است. متاسفانه بعضی از مدیران، چندین محصول یا چندین کسب و کار را همزمان ایجاد می کنند و به جای اینکه تمرکزشان را روی یک محصول یا کسب و کار بگذارند و آن را تا مرحله سودآوری برسانند، تمام آن چه ایجاد کرده اند را در یک جایی رها می کنند و دیگر نمی توانند آن را ادامه بدهند، چرا که انرژی خود را تقسیم کرده اند.

اگر به جای انجام همزمان چندین کسب و کار، منابع مدیریتی، منابع زمانی، منابع انسانی و منابع مالی خود را روی یک کسب و کار متمرکز کنید، می توانید آن را به مرحله سودآوری برسانید.

البته بعضی از مدیران بعد از اینکه یک کسب و کار را به سودآوری می رسانند آن را رها کرده و به سراغ کار دیگری می روند. در این جا به علت نداشتن نگاه سیستمی، کسب و کار اول دوباره سودآوری خود را از دست می دهد. توجه داشته باشید تا زمانی که کسب و کار خود را سیستم سازی نکرده اید و وابستگی آن به شما از بین نرفته است، نباید آن را ترک کنید.

نداشتن نقشه برای کسب و کار

اشتباه سوم مدیران در حوزه استراتژی، نداشتن نقشه است. برای حل این مشکل باید استراتژی های ۱۳ گانه را بشناسید و برای کسب و کار خود برنامه ریزی کنید تا گم نشوید. بسیاری از مدیران کسب و کار ها، پول و منابع خود را به خاطر تغییر نقشه و عدم برنامه ریزی هدر می دهند، دوباره کاری می کنند و اشتباهات پی در پی انجام می دهند. در زمانه ای که همه چیز به سرعت در حال پیشرفت و تغییر است، شما اجازه اشتباه کردن در کسب و کار خود را ندارید. شما می توانید با استفاده از مدل “استخوان ماهی” و یا “ماتریس SWOT ” برای خود از بین تمام این راه ها اولویت بندی کنید.

مثلا اگر بخواهید از میدان آزادی به تجریش بروید، نیاز به یک نقشه دارید تا بفهمید از میان این همه راه کدام یک درست است و ما را سریع تر به مقصد می رساند. متاسفانه اکثر مدیران برای کسب و کار خود نقشه ندارند. یعنی به جای اینکه راه های موجود را اولویت بندی کرده و سناریویی برای کسب و کار خود داشته باشند، تمام راه ها را با هم پیش می برند. مسلما این کار اشتباه است، چون منابع محدود هستند و وقتی آن ها همزمان صرف چندین کار شوند، نتیجه مطلوبی حاصل نمی شود.

۴. چالش های کسب و کار در واحد مالی و حسابداری

مشکل اول بسیاری از کسب و کارها در بخش مالی، نداشتن نردبان سود است. همه مدیران در ابتدای سال سود مورد نظر خود را مشخص می کنند. مثلا:” من باید در سال ۱۳۹۹، یک میلیارد تومان سود داشته باشم.” مشکل از اینجا شروع می شود که آن ها این عدد را به یک سری اعداد عملیاتی تقسیم نمی کنند تا بتوانند آن ها را روزانه کنترل کنند. برای این کار باید نردبان سود کسب و کار تنظیم شود.

نداشتن نردبان سود کسب و کار

فرض کنید می خواهید در پایان سال یک میلیارد سود کنید. اگر حاشیه سود شما ۲۰% باشد، باید در یک سال ۵ میلیارد تومان از محصولات و خدمات خود را بفروشید. بنابراین اگر در هر ۱۲ ماه سال فعالیت داشته باشید، باید ماهیانه ۶۰۰ میلیون تومان فروش داشته باشید. اگر میانگین فاکتورهای فروش در کسب و کار شما مثلا ۱۰ میلیون است، باید ۶۰ مشتری بالفعل در ماه داشته باشید. اگر برنامه شما برای پیدا کردن این مشتریان جدید، بازاریابی تلفنی با نرخ تبدیل ۶% باشد، باید ماهانه ۱۰۰۰ نفر را بازاریابی کنید، یعنی در ۲۵ روز کاری، روزی ۴۰ نفر باید بازاریابی شوند. پس برای رسیدن به سود سالانه ۱ میلیارد تومان، تنها کافی است که روزانه ۴۰ بازاریابی موفق و مستمر داشته باشید.

متاسفانه خیلی از مدیران این کار بسیار ساده را برای کسب و کار خود انجام نمی دهند. یعنی سود سالانه را به عملکرد روزانه تبدیل نمی کنند. این باعث می شود که کنترلی روی سود نداشته باشند و آن را از دست بدهند.

در نظر نگرفتن گردش مالی کسب و کار

مشکل دوم در بخش مالی، در نظر نگرفتن گردش مالی است. به مثال زیر توجه کنید:

شما کالایی را به مبلغ ۱ میلیون تومان می خرید و با سود ۳۰%، آن را به قیمت ۱،۳۰۰،۰۰۰ میفروشید. این کالا را با اقساط سه ماه می فروشید یا این که چون قیمت آن بالا است، مجبورید سه ماه منتظر شوید تا به فروش برسد. یعنی در سال ۴ بار این مقدار سود عاید کسب و کار شما می شود که جمعا در یک سال می شود: ۱،۲۰۰،۰۰۰ تومان.

در حالت دیگر، کالا را به همان مبلغ ۱ میلیون تومان می خرید و با ۱۵% سود، آن را به مبلغ ۱،۱۵۰،۰۰۰ تومان می فروشید. حالا چون قیمت شما رقابتی است می توانید ماهی یک بار این سود را کسب کنید، یعنی ۱۲ بار در سال. در این حالت سود سالیانه کسب و کار شما ۱،۸۰۰،۰۰۰ تومان می شود که از سود حالت قبل بیشتر است.

می بینید که با درصد سود پایین تر، سود سالیانه شما بیشتر می شود. پس حتما گردش مالی را در کسب و کارتان جدی بگیرید.

واحد مالی در مدیریت کسب و کار

در نظر نگرفتن هزینه های پنهان کسب و کار

اشتباه دیگر مدیران کسب و کارها در بخش مالی، در نظر نگرفتن هزینه های پنهان است.

وقتی که شما بی پول می شوید، برای آن دو دلیل وجود دارد: درآمد شما پایین است یا هزینه های کسب و کار شما زیاد است. یکی از مهم ترین انواع هزینه ها در هر کسب و کاری، هزینه های پنهان هستند. مثلا اگر پولی را که در کار سرمایه گذاری کرده اید در بانک می گذاشتید، ماهیانه سودی دریافت می کردید. یا مثلا اگر مغازه ای را که در آن کار می کنید اجاره می دادید، ماهیانه مبلغی اجاره دریافت می کردید. هزینه استهلاک تجهیزات و تورم را هم نباید نادیده گرفت. این ها هزینه های پنهانی هستند که اکثر مدیران کسب و کارها از آن ها غافل هستند. در زیر نمونه ای از هزینه های پنهان را با ذکر مثال می بینید:

  1. سود ماهانه سرمایه گذاری اولیه: (۶۰۰ میلیون تومان سرمایه با ۲۰% سود اولیه) : ۱۰میلیون تومان
  2. اجاره بهای ماهانه فروشگاه: ۵ میلیون تومان
  3. حقوق ماهانه خودتان : ۵ میلیون تومان
  4. هزینه استهلاک ماهانه تجهیزات (۱۲۰ میلیون تومان سرمایه با عمر ۱۰ سال) : ۱ میلیون تومان
  5. حفظ ارزش زمانی سرمایه در ماه ( بااحتساب تورم ۲۰ درصدی در سال): ۱۰ میلیون تومان
  6. جمع کل هزینه های فرصت و استهلاک: ۳۱ میلیون تومان

راه درست این است که به جای کنترل تنهای اعداد فروش، گزارشات واضح و شفاف از واحد حسابداری خود دریافت کنید.

۵. مشکلات کسب و کار در بازاریابی

نداشتن نگاه بازارمحور

موضوع اول در بخش بازاریابی، داشتن نگاه بازارمحور است.

امروزه دیگر نمی توان فقط تولید کرد و فروخت. نگاه بازارمحور یعنی این عوامل ۷ گانه یا ۷P که در شکل زیر آورده شده اند، باید طبق سلیقه مخاطب اجرا شوند تا فروش محقق شود. این یعنی نقطه تمرکز شما باید نیازهای مشتری باشد نه آنچه که سلیقه و خواست شما است.

بیشتر بخوانید: سیر تکاملی بازاریابی

عدم هدف گذاری و بخش بندی بازار

مشکل بعدی در بخش بازاریابی عدم هدف گذاری بازار است. اگر بخواهید در کسب و کار خود نگاه بازارمحور داشته باشید، در بازار نیازهای متفاوتی از سمت مشتریان وجود دارد و شما نمی توانید با محصول خود تمام آن نیازها رابرطرف کنید.

راه حل این موضوع در بازاریابی، مدل سه گانه ای به نام STP یا Segmentation, Targeting and Positioning است. مثلا اگر شما طراح سایت هستید، نیازهای مشتریان شما می تواند به این صورت باشد: عده ای هستند که سایت های قوی می خواهند و قیمت خیلی برای آن ها مهم نیست، عده ای فقط در بند قیمت هستند و عده ای هم سرعت شما برایشان مهم است و می خواهند سریعا یک سایت به آن ها تحویل دهید.

برای این که بدانید به کدام یک از این نیازها می خواهید پاسخ دهید اول باید بخش های مختلف بازارتان را بشناسید. یعنی بدانید این افراد چه کسانی هستند. اگر بازار را برای کسب و کار خود بخش بندی نکنید، نمی توانید محصول خود را باب میل آن بخش تولید کنید.

بازاریابی در مدیریت کسب و کار

ارتباطات ضعیف کسب و کار در بازاریابی

مشکل سوم در قسمت بازاریابی، ارتباطات ضعیف بازاریابی و معرفی درست است.

این یعنی شما به عنوان مدیر کسب و کار یا مدیر بخش بازاریابی، فکر می کنیم که نیاز مشتری را می دانیم ولی در واقع اینطور نیست. حتی اگر بازار هدف مناسبی انتخاب کرده باشید و پیشنهاد بازاریابی خوبی هم داشته باشید، اما مخاطب از وجود شما خبر نداشته باشد، تمام تلاش های کسب و کار شما بی فایده خواهد بود. شما باید با استفاده از ابزارهای ارتباط بازاریابی مثل تبلیغات، روابط عمومی، بازاریابی مجازی، بازاریابی مستقیم و … پیشنهاد خود را به گوش مخاطب برسانید. توجه داشته باشید که ابزار انتخابی شما هم باید باب میل مخاطب شما باشد.

تبلیغات : بیلبورد، پوستر، روزنامه، تلویزیون شهری، تراکت، مجله و…

روابط عمومی: همایش، اسپانسرشیپ، نمایشگاه، خبرسازی، رویدادهای خلاق، انتشارات و…

بازاریابی مستقیم: تماس تلفنی، مراجعه حضوری، فکس، نامه، پیامک و …

بازاریابی مجازی: شبکه های اجتماعی، SEO، تبلیغات کلیکی، ایمیل مارکتینگ، پلتفرم ها، وب سایت و…

۶. چالش های کسبو کارها در سیستم سازی

شفاف نبودن فرآیندها در کسب و کار

در هر کسب و کار اگر حتی بهترین نیروهای انسانی را در یک سیستم غلط بگذارید، نمی توانند درست کار کنند. سیستم یعنی کاری کنیم که منابع انسانی اجازه اشتباه نداشته باشند. برای این کار ابتدا باید فرآیندهای سازمانتان را شفاف کنید. در اکثر کسب و کارها فرآیند دقیقی برای انجام یک کار وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد به خوبی کنترل نمی شود یا به همه اعلام نشده است. مثلا در یک سازمان فرآیند درست این است که ابتدا از اعتبار مشتری استعلام گرفته شود و بعد از تایید مدیر مالی، کالا به مشتری تحویل داده شود. اگر فرآیندها شفاف نباشند، اکثر اوقات یکی از این سه مرحله یا دو تای آن ها انجام نمی شود.

شفاف نبودن قوانین کسب و کار شما

مشکل بعدی در بخش سیستم سازی کسب و کار، عدم شفاف بودن قوانین است.

شما حتما باید خط قرمزها و خط زردهای سازمان خود را تعیین کرده و به همه نیروهای خود اعلام کنید. اگر چیزهایی مثل شرایط خرید اعتباری، سقف خرید اعتباری، نمونه قرارداد مشتری، شرایط هدیه دادن به مشتری، شرایط پذیرش مرجوعی، شرایط تخفیف، میانگین مدت پرداخت و … به صورت شفاف معلوم نشده باشد، هر کس به قانون خودش عمل می کند و به عنوان مدیر شما مقصر این اشتباهات هستید.

عدم استفاده از ابزارهای سیستم سازی

مشکل بعدی در قسمت سیستم سازی کسب و کار، عدم استفاده از ابزارها است. اکثر شرکت ها برای ثبت و سامان دهی اطلاعات مالی خود از ابزارها و نرم افزارهای حسابداری استفاده می کنند، ولی برای ثبت بقیه اطلاعات سازمان هیچ ابزاری ندارند. ابزارهایی مثل نرم افزار CRM برای مدیریت اطلاعات ارتباط با مشتریان یا نرم افزار BPMS که برای مدیریت فرآیندهای سازمان است.

۴.۸ ۴ رای ها
امتیاز بدهید
این مطالب را هم حتما بخوانید
دوره آموزشی مرتبط
در دوره جامع مدیر پولساز شما هر آن چه که یک مدیر موفق لازم است بداند و اجرا کند را می آموزید مباحثی از قبیل چگونگی رهبری افراد تیم، ارتباط حرفه ای با مشتریان، مبانی برند سازی، تدوین استراتزی بازاریابی و فروش، تبلیغات و تدوین کمپین تبلیغاتی، قیمت گذاری و تسویه حساب و تکنیک های استخدام و اخراج حرفه ای را به صورت عملی و کارملا کاربردی می اموزید.
4.8 4 رای ها
امتیاز بدهید
اشتراک در
اطلاع از
7 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فاطمی

سلام و ممنون از مقاله خوب و کاملتون. وقتی داشتم مقاله رو میخوندم یه مشکل دیگه هم به ذهنم اومد که از رایج ترین مشکلات فضای کسب و کار در ایران هست: بی انگیزگی کارمندان.
آیا راه حل واقعا عملی درباره این موضوع هست؟

یاسر تقوایی

من خیلی وقتا به فکر راه اندازی یک کسب و کار کوچک برای خودم می افتم، ولی انقدر رقیب زیاده و بازار رقابتی که پشیمون میشم.

shadkami ashkan

در وضعیت بازار امروز جنبه های اقتصادی کسب و کار خیلی متزلزل هستند و اصلا نمیشه روی هیچ چیزی حساب کرد. همیشه انگار باید منتظر مشکلی باشیم…

کاظمی فر

سلام. آیامیشه بدون سرمایه کسب و کاری راه انداخت؟ چون جذب سرمایه واقعا این روز ها مشکله

pdf مقاله را رایگان دانلود کنید.

حالا که داری میری PDF مقاله رو دانلود کن همیشه داشته باشی