آن چه مدیران کسب و کارها نمی دانند!

کسب و کارها در شرایط کنونی ایران وضعیت مطلوبی ندارند؛ متاسفانه درگیر بیماری کرونا هستیم و شرایط اقتصادی نامطلوب و متزلزلی داریم که از قبل هم با آن دست و پنجه نرم می کردیم. در این شرایط نا به سامان کسی به جز خود ما که مدیر کسب و کارمان هستیم نمی تواند مسائل و مشکلات کسب و کار ما را حل کند. نگرش ما در این مطلب:

1. مشاوره کسب و کار است و نه آموزش.

2. عیب یابی کسب و کار است و نه برنامه ریزی.

3. کسب و کار های کوچک و متوسط است و ممکن است که بعضی از مثال ها برای کسب و کار های بزرگ مناسب نباشد.

4. راهکار محور است و نه مسئله محور.

شروط لازم برای ایجاد آتش
شروط لازم برای ایجاد آتش

همه ما با مثلث آتش آشنایی داریم. این مثلث شروط لازم ایجاد آتش است. یعنی اگر یکی از این سه شرط نباشد یا تناسبش با دوتای دیگر رعایت نشده باشد، آتشی در کار نخواهد بود. پس اگر عارضه یابی کنیم تا بفهمیم چرا اتش روشن نشده، به راحتی می توانیم با پیگیری این سه شرط مشکل را پیدا کنیم و از اینجا به بعد حل کردن مشکل روشن نشدن آتش برای ما ساده تر خواهد شد.

شروط لازم برای داشتن کسب و کار موفق

به عنوان مدیر کسب و کار، شما باید از شرایطی که لازم است همیشه در کنار هم قرار بگیرند تا کسب و کار موفقی داشته باشید، آگاه باشید. در ادامه این مطلب در مورد 6 بعد از ابعاد مختلف کسب و کار و ایرادات رایجی که اکثر کسب و کار ها در این 6 بخش دارند صحبت می کنیم.

ابعاد-کسب-و-کار

1. هزینه منابع انسانی در هر کسب و کار

اولین مشکل در بخش منابع انسانی در هر کسب و کار، هزینه منابع انسانی است.

بر خلاف تصور مدیران هزینه منابع انسانی فقط حقوق ماهانه ای که پرداخت میکنید نیست بلکه هزینه های مهم تر و حساس تر هم هستند. اگر هزینه نیروهای خود را کنترل نکنید، با مشکلات زیادی مواجه می شوید، زیرا از یک طرف  نه تنها هزینه زیادی صرف نیروهای خود کرده اید، بلکه از طرفی دیگر به هدف خود نیز نرسیده اید.بر خی از هزینه هایی که ممکن است نسبت به آنها غافل باشید اشاره کرده ایم:

2. گزینش غیرحرفه ای نیروی انسانی

اشتباه رایج و دردسر ساز دیگر در منابع انسانی، گزینش غیرحرفه ای نیروی انسانی است.

یعنی مدیران کسب و کارها به جای اینکه گزینش حرفه ای انجام دهند، دم دست ترین گزینه را استخدام می کنند و در ادامه کار دچار مشکلات فراوانی می شوند. در این حالت شروع مسیر راحت است ولی ادامه آن بسیار سخت! اگر در ابتدا کمی به خودتان سخت بگیرید و استخدام حرفه ای و درست انجام دهید، ادامه کار شما آسان خواهد بود؛ چون نیروی بدون حاشیه، با دانش مطلوب، با اخلاق و آموزش پذیر استخدام می کنید. شکل زیر، فرآیند استخدام یک مسئول دفتر برای یکی از کسب و کارهایی است که به موسسه اقیانوس آبی مراجعه کرده اند تا در استخدام نیرو به آن ها کمک کنیم. در این فرایند حتما یک نیروی حرفه ای استخدام می شود که دیگر هزینه های اضافی بر شما و کسب و کارتان متحمل نمی کند.

3. پایین بودن بهره وری نیروی انسانی

مشکل بعدی در بخش منابع انسانی کسب و کارها، پایین بودن بهره وری نیروی انسانی است.

اگر انسان ها مجبور به ارائه گزارش نباشند، بهره وری آن ها پایین می آید و به تنبلی رو می آورند. به عنوان مدیر کسب و کار، مواظب بهره وری نیروی انسانی خود باشید تا در پایان ماه به جای سود و درآمد، برای شما ضرر نداشته باشند.

سوال این جا است که برای کنترل بازدهی نیروی انسانی چه باید کرد؟

برای کنترل منابع انسانی نیاز به تهیه شاخص برای هر کدام از واحدها دارید. توجه داشته باشید که نباید فقط نتایج کار پرسنل مورد توجه قرار گیرند. اگر فعالیت های افراد را به شاخص های عددی تبدیل کنید، به راحتی قابل کنترل می شود. اگر این شاخص ها تحلیل شوند به راحتی مشکل کار را پیدا خواهید کرد و متوجه می شوید که چرا فروش یا هر کار دیگری در کسب و کار شما به خوبی صورت نگرفته است. در زیر شاخص های عملکردی یک بازاریاب تلفنی و مسئول شبکه های اجتماعی آورده شده است.

شاخص های بازاریاب تلفنی: تماس روزانه، تماس موفق روزانه، مذاکره تلفنی موفق، دعوت به اقدام مشتری بالقوه، تماس پیگیری، فروش نقدی، فروش غیر نقدی، میانگین مدت وصول، میانگین درصد تخفیف، بیش فروشی، تکرار فروش

شاخص های عملکردی مسئول شبکه های اجتماعی: تعداد محتوای تولید شده، رسانه های فعال، لایک، کامنت، دایرکت، درخواست خرید، خرید قطعی، همکاری با پیج های دیگر، افزایش عضو، پست ویروسی، ذخیره، فوروارد

از استخدام تا اخراج
استخدام و اخراج حرفه ای و اصولی را بیاموزید!
از استخدام تا اخراج

1. نگاه فروش محوری در کسب و کار

اشتباه بعدی مدیران در بخش مالی کسب و کارشان، نگاه فروش محوری است.

یعنی تمام آن چه که برای آن ها در گزارشات ماهانه مهم است، اعداد فروش است. کنترل اعداد فروش مهم است ولی نه به تنهایی. به نظر شما چرا این کار اشتباه است؟

ممکن است که عدد فروش برای شما مطلوب باشد، اما تیم فروش شما آن قدر تخفیف نقدی یا اقساط به مشتری داده اند که عملا آن فروش برای کسب و کار شما سودی ندارد. یعنی آن ها هزینه های تخفیف فروش را در نظر نگرفته اند.

به یاد داشته باشید که در هر کسب و کار سود مهم است، نه فروش.

ممکن است برای فروش، هدایایی در کنار محصول به مشتری داده شده باشد. هزینه های ارسال، هزینه های غیرمستقیم مثل هزینه تبلیغات، پورسانت های فروش و هم چنین هزینه های وصول را هم باید در نظر بگیرید تا بفهمید که آیا کسب و کار شما فروش خوبی دارد یا خیر.

در زیر نمونه ای از هزینه های اضافی که در نگرش فروش محوری به چشم نمی آیند را مشاهده می کنید:

هزینه های همراه فروش:

-بسته بندی

-ارسال

-بارگیری

هدیه همراه فروش:

-محصولات مکمل

-مواد مصرفی

-لوازم یدکی

تخفیف فروش:

-تخفیف خرید

-تخفیف خرید نقدی

-تخفیف باشگاه مشتریان

هزینه وصول:

-مبالغ وصول نشده

-چک های برگشتی

-وصولهای بلندمدت

پورسانت فروش:

-پورسانت فروشنده

-پورسانت مدیر فروش

-پورسانت بازاریاب

هزینه های غیر مستقیم:

-تبلیغات

-فرصت سرمایه

-مرجوعی و خرابی

در بخش فروش هر کسب و کار بر خلاف بخش قبل که در مورد کاهش هزینه ها بود، افزایش درآمد اهمیت دارد. سود یعنی درآمد منهای هزینه، پس برای افزایش سود کسب و کار خود باید هزینه را کم کنید یا درآمد را افزایش دهید.

2. نداشتن نگاه تحلیل گرانه به قیف فروش کسب و کار

یکی از مفاهیم پایه ای و بسیار مهم در فروش که نیاز به تحلیل حرفه ای دارد، مبحث قیف فروش است.

مشکل اول در حوزه فروش اکثر کسب و کارها این است که متاسفانه بسیاری از مدیران نگاه تحلیل گرانه ندارند. 

در شکل زیر، مستطیل های آبی نشان دهنده ورودی هر بخش از قیف فروش است و اینکه چند نفر از هر مرحله وارد مرحله بعد شده اند. مستطیل های قرمز، ریزش مشتریان در هر بخش را نشان می دهند. وظیفه مدیر هر کسب و کار و هم چنین مدیران بخش فروش این است که با نگاه تحلیل گرانه، ریزش مشتریان را در هر مرحله بررسی و اصلاح کنند. تمام عوامل موثر در ریزش مشتری در قیف فروش را در تصویر زیر می توانید ببینید.

3. ندادن پاسخ درست به بهانه های مشتری

مشکل بعدی در بخش فروش، پاسخ به بهانه های مشتری است. 

بهانه هایی مثل: “من شما را نمی شناسم!”، “بعدا تماس می گیرم.”، “قیمت محصول شما گران است.” و … . آیا شما به عنوان مدیر کسب و کار از نیروهای خود پرسیده اید که بهانه مشتریان برای نخریدن چیست؟ شما با توجه به اطلاعات وسیعی که نسبت به کسب و کار خود دارید می توانید برای هر بهانه پاسخ درستی به مشتری بدهید. این پاسخ ها را به صورت یک دفترچه مکتوب در اختیار نیروهای فروش خود قرار دهید. با این کار می توانید جلوی بسیاری از ریزش ها را بگیرید. در جدول زیر به تعدادی پاسخ به بهانه های رایج مشتریان در اکثر کسب و کارها اشاره شده است.

کتاب 1+100 تکنیک افزایش فروش

فروش خود را تا 1000 درصد افزایش دهید!

کتاب 101 تکنیک افزایش فروش

3. استراتژی

1. چرخه عمر محصول یا خدمت

اولین و رایج ترین مشکل هر کسب و کار در بخش استراتژی این است که آن کسب و کار در قسمت رشد یا بلوغ چرخه عمر خود قرار ندارد.

این یعنی آن صنعت هنوز وارد مرحله رشد نشده است، مثل استارت آپ ها یا تولید یک محصول جدید و معرفی آن به بازار. در این موقعیت ها حاشیه سود بسیار پایین است یا اینکه اصلا سودی وجود ندارد. حالت دیگر این است که کسب و کار شما رو به افول است و عمر مفید آن تمام شده است. در این موقعیت هزینه هایی که برای تولید محصول و بازاریابی آن صرف می شود، نسبت به سود حاصل از آن اصلا به صرفه نیست. پس در بخش استراتژی به چرخه عمر کسب و کار و محصولات خود توجه کنید، زیرا در هر مرحله از آن سودآوری متفاوت است و امکان دارد که متحمل ضرر هم بشوید.

چرخه عمر محصول جدید
درصد پیشرفت همزمان چند کسب و کار

2. عدم تمرکز مدیران کسب و کارها

اشتباه دوم در بخش استراتژی کسب و کار، عدم تمرکز مدیران است. متاسفانه بعضی از مدیران، چندین محصول یا چندین کسب و کار را همزمان ایجاد می کنند و به جای اینکه تمرکزشان را روی یک محصول یا کسب و کار بگذارند و آن را تا مرحله سودآوری برسانند، تمام آن چه ایجاد کرده اند را در یک جایی رها می کنند و دیگر نمی توانند آن را ادامه بدهند، چرا که انرژی خود را تقسیم کرده اند.

اگر به جای انجام همزمان چندین کسب و کار، منابع مدیریتی، منابع زمانی، منابع انسانی و منابع مالی خود را روی یک کسب وکار متمرکز کنید، می توانید آن را به مرحله سودآوری برسانید.

البته بعضی از مدیران بعد از اینکه یک کسب و کار را به سودآوری می رسانند آن را رها کرده و به سراغ کار دیگری می روند. در این جا به علت نداشتن نگاه سیستمی، کسب و کار اول دوباره سودآوری خود را از دست می دهد. توجه داشته باشید تا زمانی که کسب و کار خود را سیستم سازی نکرده اید و وابستگی آن به شما از بین نرفته است، نباید آن را ترک کنید.

3. نداشتن نقشه برای کسب و کار

اشتباه سوم مدیران در حوزه استراتژی، نداشتن نقشه است. برای حل این مشکل باید استراتژی های 13 گانه (شکل رو به رو) را بشناسید و برای کسب و کار خود برنامه ریزی کنید تا گم نشوید. بسیاری از مدیران کسب و کار ها، پول و منابع خود را به خاطر تغییر نقشه و عدم برنامه ریزی هدر می دهند، دوباره کاری می کنند و اشتباهات پی در پی انجام می دهند. در زمانه ای که همه چیز به سرعت در حال پیشرفت و تغییر است، شما اجازه اشتباه کردن در کسب و کار خود را ندارید. شما می توانید با استفاده از مدل “استخوان ماهی” و یا “ماتریس SWOT ” برای خود از بین تمام این راه ها اولویت بندی کنید.

استراتژی-13گانه

 

مثلا اگر بخواهید از میدان آزادی به تجریش بروید، نیاز به یک نقشه دارید تا بفهمید از میان این همه راه کدام یک درست است و ما را سریع تر به مقصد می رساند. متاسفانه اکثر مدیران برای کسب و کار خود نقشه ندارند. یعنی به جای اینکه راه های موجود را اولویت بندی کرده و سناریویی برای کسب و کار خود داشته باشند، تمام راه ها را با هم پیش می برند. مسلما این کار اشتباه است، چون منابع محدود هستند و وقتی آن ها همزمان صرف چندین کار شوند، نتیجه مطلوبی حاصل نمی شود.

همین حالا اولین قدم بزرگ را در راه بهبود کسب و کارتان بردارید.

200 هزار تومان رایگان شد

4. مالــــــی

1. نداشتن نردبان سود کسب و کار

مشکل اول بسیاری از کسب و کارها در بخش مالی، نداشتن نردبان سود است. همه مدیران در ابتدای سال سود مورد نظر خود را مشخص می کنند. مثلا:” من باید در سال 1399، یک میلیارد تومان سود داشته باشم.” مشکل از اینجا شروع می شود که آن ها این عدد را به یک سری اعداد عملیاتی تقسیم نمی کنند تا بتوانند آن ها را روزانه کنترل کنند. برای این کار باید نردبان سود کسب و کار تنظیم شود. به شکل زیر توجه کنید. (این اعداد فرضی هستند.)

فرض کنید می خواهید در پایان سال یک میلیارد سود کنید. اگر حاشیه سود شما 20% باشد، باید در یک سال 5 میلیارد تومان از محصولات و خدمات خود را بفروشید. بنابراین اگر در هر 12 ماه سال فعالیت داشته باشید، باید ماهیانه 600 میلیون تومان فروش داشته باشید. اگر میانگین فاکتورهای فروش در کسب و کار شما مثلا 10 میلیون است، باید 60 مشتری بالفعل در ماه داشته باشید. اگر برنامه شما برای پیدا کردن این مشتریان جدید، بازاریابی تلفنی با نرخ تبدیل 6% باشد، باید ماهانه 1000 نفر را بازاریابی کنید، یعنی در 25 روز کاری، روزی 40 نفر باید بازاریابی شوند.

پس برای رسیدن به سود سالانه 1 میلیارد تومان، تنها کافی است که روزانه 40 بازاریابی موفق و مستمر داشته باشید.

 متاسفانه خیلی از مدیران این کار بسیار ساده را برای کسب و کار خود انجام نمی دهند. یعنی سود سالانه را به عملکرد روزانه تبدیل نمی کنند. این باعث می شود که کنترلی روی سود نداشته باشند و آن را از دست بدهند.

2. در نظر نگرفتن گردش مالی کسب و کار

مشکل دوم در بخش مالی، در نظر نگرفتن گردش مالی است. به مثال زیر توجه کنید:

شما کالایی را به مبلغ 1 میلیون تومان می خرید و با سود 30%، آن را به قیمت 1،300،000 میفروشید. این کالا را با اقساط سه ماه می فروشید یا این که چون قیمت آن بالا است، مجبورید سه ماه منتظر شوید تا به فروش برسد. یعنی در سال 4 بار این مقدار سود عاید کسب و کار شما می شود که جمعا در یک سال می شود: 1،200،000 تومان.

در حالت دیگر، کالا را به همان مبلغ 1 میلیون تومان می خرید و با 15% سود، آن را به مبلغ 1،150،000 تومان می فروشید. حالا چون قیمت شما رقابتی است می توانید ماهی یک بار این سود را کسب کنید، یعنی 12 بار در سال. در این حالت سود سالیانه کسب و کار شما 1،800،000 تومان می شود که از سود حالت قبل بیشتر است.

می بینید که با درصد سود پایین تر، سود سالیانه شما بیشتر می شود. پس حتما گردش مالی را در کسب و کارتان جدی بگیرید.

3. در نظر نگرفتن هزینه های پنهان کسب و کار

اشتباه دیگر مدیران کسب و کارها در بخش مالی، در نظر نگرفتن هزینه های پنهان است.

وقتی که شما بی پول می شوید، برای آن دو دلیل وجود دارد: درآمد شما پایین است یا هزینه های کسب و کار شما زیاد است. یکی از مهم ترین انواع هزینه ها در هر کسب و کاری، هزینه های پنهان هستند. مثلا اگر پولی را که در کار سرمایه گذاری کرده اید در بانک می گذاشتید، ماهیانه سودی دریافت می کردید. یا مثلا اگر مغازه ای را که در آن کار می کنید اجاره می دادید، ماهیانه مبلغی اجاره دریافت می کردید. هزینه استهلاک تجهیزات و تورم را هم نباید نادیده گرفت. این ها هزینه های پنهانی هستند که اکثر مدیران کسب و کارها از آن ها غافل هستند. در زیر نمونه ای از هزینه های پنهان را با ذکر مثال می بینید:

– سود ماهانه سرمایه گذاری اولیه: (600 میلیون تومان سرمایه با 20% سود اولیه) : 10میلیون تومان

– اجاره بهای ماهانه فروشگاه: 5 میلیون تومان

– حقوق ماهانه خودتان : 5 میلیون تومان

– هزینه استهلاک ماهانه تجهیزات (120 میلیون تومان سرمایه با عمر 10 سال) : 1 میلیون تومان

– حفظ ارزش زمانی  سرمایه در ماه ( بااحتساب تورم 20 درصدی در سال): 10 میلیون تومان

– جمع کل هزینه های فرصت و استهلاک: 31 میلیون تومان

راه درست این است که به جای کنترل تنهای اعداد فروش، گزارشات واضح و شفاف از واحد حسابداری خود دریافت کنید.

مدیــران تحلیــلگر، برنده بازار کسب و کارشان هستنــد!

5. بازاریابی

1. نداشتن نگاه بازارمحور

موضوع اول در بخش بازاریابی، داشتن نگاه بازارمحور است. 

امروزه دیگر نمی توان فقط تولید کرد و فروخت. نگاه بازارمحور یعنی این عوامل 7 گانه یا 7P که در شکل زیر آورده شده اند، باید طبق سلیقه مخاطب اجرا شوند تا فروش محقق شود. این یعنی نقطه تمرکز شما باید نیازهای مشتری باشد نه آنچه که سلیقه و خواست شما است.

2. عدم هدف گذاری و بخش بندی بازار

مشکل بعدی در بخش بازاریابی عدم هدف گذاری بازار است.

اگر بخواهید در کسب و کار خود نگاه بازارمحور داشته باشید، در بازار نیازهای متفاوتی از سمت مشتریان وجود دارد و شما نمی توانید با محصول خود تمام آن نیازها رابرطرف کنید.

راه حل این موضوع در بازاریابی، مدل سه گانه ای به نام STP یا Segmentation, Targeting and Positioning است. مثلا اگر شما طراح سایت هستید، نیازهای مشتریان شما می تواند به این صورت باشد: عده ای هستند که سایت های قوی میخواهند و قیمت خیلی برای آن ها مهم نیست، عده ای فقط در بند قیمت هستند و عده ای هم سرعت شما برایشان مهم است و می خواهند سریعا یک سایت به آن ها تحویل دهید. برای این که بدانید به کدام یک از این نیازها می خواهید پاسخ دهید اول باید بخش های مختلف بازارتان را بشناسید. یعنی بدانید این افراد چه کسانی هستند. اگر بازار را برای کسب و کار خود بخش بندی نکنید، نمی توانید محصول خود را باب میل آن بخش تولید کنید.

در بخش بندی بازار و انتخاب بازار هدف باید به چند نکته توجه داشته باشید:

– پتانسیل و توان کسب و کار شما برای ارائه محصول یا خدمت چقدر است؟

– درکدام بخش از بازار رقابت کمتری برای کسب و کار شما وجود دارد؟

– آیا اندازه بازار انتخاب شده برای کسب و کار شما مطلوب است یا نه؟

– کدام بخش از بازار سود بیشتری برای شما دارد؟

بعد از جواب دادن به سوالات بالا، هنگامی که بازار هدف را انتخاب کردید (niche marketing)، می توانید 7P را طبق میل و سلیقه همان بازار اجرا کنید.

3. ارتباطات ضعیف کسب و کار در بازاریابی

مشکل سوم در قسمت بازاریابی، ارتباطات ضعیف بازاریابی و معرفی درست است.

این یعنی شما به عنوان مدیر کسب و کار یا مدیر بخش بازاریابی، فکر می کنیم که نیاز مشتری را می دانیم ولی در واقع اینطور نیست. حتی اگر بازار هدف مناسبی انتخاب کرده باشید و پیشنهاد بازاریابی خوبی هم داشته باشید، اما مخاطب از وجود شما خبر نداشته باشد، تمام تلاش های کسب و کار شما بی فایده خواهد بود. شما باید با استفاده از ابزارهای ارتباط بازاریابی مثل تبلیغات، روابط عمومی، بازاریابی مجازی، بازاریابی مستقیم و … پیشنهاد خود را به گوش مخاطب برسانید. توجه داشته باشید که ابزار انتخابی شما هم باید باب میل مخاطب شما باشد.

تبلیغات

-بیلبورد

-پوستر

-روزنامه

-تلویزیون شهری

 -تراکت

-مجله و…

روابط عمومی

-همایش

 -اسپانسرشیپ

 -نمایشگاه

 -خبرسازی

 -رویدادهای خلاق

 -انتشارات و…

بازاریابی مستقیم

-تماس تلفنی

 -مراجعه حضوری

 -فکس

 -نامه

-پیامک و …

بازاریابی مجازی

-شبکه های اجتماعی

-SEO

-تبلیغات کلیکی

-ایمیل مارکتینگ

-پلتفرم ها

-وب سایت و…

6. سیستم سازی

1. شفاف نبودن فرآیندها در کسب و کار

در هر کسب و کار اگر حتی بهترین نیروهای انسانی را در یک سیستم غلط بگذارید، نمی توانند درست کار کنند.

سیستم یعنی کاری کنیم که منابع انسانی اجازه اشتباه نداشته باشند. برای این کار ابتدا باید فرآیندهای سازمانتان را شفاف کنید. در اکثر کسب و کارها فرآیند دقیقی برای انجام یک کار وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد به خوبی کنترل نمی شود یا به همه اعلام نشده است. مثلا در یک سازمان فرآیند درست این است که ابتدا از اعتبار مشتری استعلام گرفته شود و بعد از تایید مدیر مالی، کالا به مشتری تحویل داده شود. اگر فرآیندها شفاف نباشند، اکثر اوقات یکی از این سه مرحله یا دو تای آن ها انجام نمی شود.

شفاف نبودن فرآیندها
شفاف-بودن-قوانین

2. شفاف نبودن قوانین کسب و کار شما

مشکل بعدی در بخش سیستم سازی هر کسب و کار، عدم شفاف بودن قوانین است.

شما حتما باید خط قرمزها و خط زردهای سازمان خود را تعیین کرده و به همه نیروهای خود اعلام کنید. اگر چیزهایی مثل شرایط خرید اعتباری، سقف خرید اعتباری، نمونه قرارداد مشتری، شرایط هدیه دادن به مشتری، شرایط پذیرش مرجوعی، شرایط تخفیف، میانگین مدت پرداخت و … به صورت شفاف معلوم نشده باشد، هر کس به قانون خودش عمل می کند و به عنوان مدیر شما مقصر این اشتباهات هستید.

3. عدم استفاده از ابزارهای سیستم سازی

مشکل بعدی در قسمت سیستم سازی کسب و کار، عدم استفاده از ابزارها است.

اکثر شرکت ها برای ثبت و سامان دهی اطلاعات مالی خود از ابزارها و نرم افزارهای حسابداری استفاده می کنند، ولی برای ثبت بقیه اطلاعات سازمان هیچ ابزاری ندارند. ابزارهایی مثل نرم افزار CRM برای مدیریت اطلاعات ارتباط با مشتریان یا نرم افزار BPMS که برای مدیریت فرآیندهای سازمان است.

ابزارسیستم سازی

آیا می دانید که ضعف کسب و کار شما در کدام یک از این ابعاد است؟

اقیانوس آبی را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید.