ویژگی های یک هدف خوب برای کسب و کار

در این مقاله می خوانید:

اهداف تجاری بخش مهمی از تعیین اولویت ها و راه اندازی شرکت شما برای موفقیت در یک بازه زمانی مشخص است. اختصاص زمان برای تعیین اهداف برای کسب و کار خود و ایجاد اهداف فردی برای کمک به شما در رسیدن به هر هدفی می تواند توانایی شما را در رسیدن به آن اهداف تا حد زیادی افزایش دهد. در اینجا ، ما تعریف اهداف تجاری ، تفاوت بین اهداف و اهداف کسب و کار را بررسی می کنیم و نکات و همچنین نمونه هایی از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت کسب و کار را ارائه می دهیم.

هدف کسب و کار چیست؟

اهداف تجاری اهدافی هستند که یک کسب و کار پیش بینی می کند در یک بازه زمانی مشخص به آنها برسد. شما می توانید اهداف تجاری را برای شرکت خود به طور کلی و همچنین برای بخشهای خاص، کارکنان، مدیران و یا مشتریان تعیین کنید. اهداف به طور معمول نشان دهنده هدف بزرگتر یک شرکت است و برای ایجاد یک هدف نهایی برای کارکنان تلاش می کند. اهداف کسب و کار نیازی نیست که خاص باشند یا اقدامات مشخصی داشته باشند. در عوض، اهداف تجاری نتایج گسترده ای هستند که شرکت مایل به دستیابی به آنها است.

تعیین اهداف تجاری به دلایل مختلفی مهم هستند، از جمله:

۱- راهی برای سنجش میزان موفقیت ارائه می دهد.
۲- باعث می شود همه کارکنان در مسیر اهداف سازمان تلاش کنند.
۳- به تصمیم گیری درست برای هر واحد سازمانی کمک می کند.

بیشتر بخوانید: استراتژی کسب و کار

مدل SMART چیست؟

SMART استراتژی رسیدن به هر هدفی را ترسیم می کند. در تعیین استراتژی کسب و کار ابتدا باید اهداف کسب وکار مشخص شوند. یک هدف خوب باید پنج ویژگی داشته باشد که به صورت مخفف به  SMART معروف است. مدل اسمارت از پنج بخش تشکیل شده است.

  • Specific
  • Measurable
  • Achievable
  • Realistic
  • Time limited
اینفوگرافیک مدل اسمارت در هدف خوب

اجزای مدل اسمارت

مشخص بودن

دقیقا به چه چیزی می خواهید برسید؟

اولین بخش یا ویژگی یک هدف خوب باید از ویژگی مشحص بود یا specific برخوردار باشد، در حقیقت هدف ما باید دقیق مشخص باشد. اینکه بطور کلی هدف کسب و کارمان را مشخص کنیم که کسب و کارمن باید رشد کند این یک هدف مشخص نیست اینکه سودآوری کسب و کارم را میخوام افزایش دهم نیز یک هدف مشخص نیست بلکه باید دقیقا این میزان سود مشخص باشد

قابل اندازه گیری

چطور متوجه می شوید که به هدفتان رسیده اید؟

دومین ویژگی یک هدف خوب باید قابل اندازه گیری باشد به عبارتی measurable باشد. در حقیقت هر موقع شما خواستید هدف خود را بسنجید باید بتوانید اندازه گیری کنید و ببینید چقدر به هدفتان دست یافته اید. اگر شما موفق شدن کسب و کارتان و یا برندشدن کسب و کارتان را هدف مشخص کنید از آنجایی که این هدف نه مشخص هست و نه قابل اندازه گیری نمیتواند هدف خوبی باشد. برای این هدف شما باید دقیقا مشخص کنید که سود کسب و کارتان را طی یک سال به چه عددی میخواهید برسانید.آن وقت آن عدد قابل اندازه گیری خواهد بود.

قابل دست یابی

آیا در توان شما هست که به آن برسید؟

سومین ویژگی که برای یک هدف خوب باید در نظر گرفته شود Achievable یا قابل دستیابی بودن آن هدف است. اگر شما هدفی را برای کسب و کار خود در نظر بگیرید که قابل دستیابی نباشد ایمان به آن هدف محقق نخواهد شد، شما باید هدفی را مشخص کنید که با پتانسیلی که موجود دارید، با تیمی که دارید، با تجهیزاتی که دارید، میتوانید به آن دست پیدا کنید و قابل دست یافتن است.

این نکته را هم در نظر بگیرید: هدف باید انگیزاننده هم باشد یعنی هدفی را برای خود تعیین نکنید که باید یک تلاش عادی به آن دست پیدا کنید، بلکه با یک تلاش مضاعف و یک برنامه ریزی و پیگیری مضاعف به آن دست یابید، در حقیقت باید نسبت به اعدای که قبلا آنها را بدست می آوردید بالاتر باشد که منجر به تلاش بیشتر و انگیزه بیشتر شما گردد.

واقع گرایانه

آیا هدف مورد نظرتان واقع گرایانه است؟

چهارمین ویژگی که یک هدف باید داشته باشد realistic یا واقع گرایانه بودن آن هدف است یعنی با شرایط محیطی،با شرایط اقتصادی، با شرایط سیاسی، با شرایطی که آن صنعت دارد و واقعیت هایی که وجود دارد باید هم خوانی داشته باشد.

مشخص کردن زمان

دقیقا چه زمانی می خواهید به هدفتان برسید؟

پنجمین ویژگی که مهمترین بخش از یک هدف خوب محسوب میشود ویژگی time limited یا محدود به زمان بودن هدف می باشد. به عبارتی هدف باید محدودیت زمانی داشته باشد یعنی باید مشخص باشد که شما طی چه مدت زمانی قرار است به آن هدف دست پیدا کنید به عنوان مثال دقیقا مشخص می کنم که طی یکسال به این عدد مشخص از سود باید برسم.

حال با این ۵ ویژگی یک بار دیگر اهدافی که قبلا برای خود مشخص کرده بودید را با این مدل مجددا مشخص کنید و بازنگری کنید و بررسی کنید کدامیک از اهدافتان از مدل اسمارت پیروی می کنند ؟ مشخص و دقیق هستند؟ قابل اندازه گیری و قابلیت رضد کردن دارند؟ دست یافتنی هستند؟ واقع گرایانه هستند و آیا بازه زمانی مشخصی دارند یا خیر؟

دسته بندی اهداف

اهداف شخصی

اهداف شخصی ۵ بعد دارند که باید در نظر گرفته شوند: 
۱- سلامت
۲- تفریح و استراحت
۳- خانواده
۴- مالی
۵- معنوی


به عنوان یک انسان موفق باید از هر ۵ بعد خودتان را بررسی کنید و هر ۵ بعد را در نظر بگیرید، اگر یکی از این ابعاد را در نظر نگیرید قطعا در بقیه ابعاد هم موفق نخواهد بود.

مدیران زیادی وجود دارند که بیش از حد درگیر بعد مالی هستند و بعد خانواده را کمتر توجه می کنند، بعدها متوجه می شویم که یکی از دلایلی که مانع پیشرفت و موفقیت این دسته از مدیران شده اختلافات خانوادگی است ، یا بی توجهی به بعد تفریح و استراحت باعث بی انگیزگی و روحیه تضعیف شده آن ها شده است و شادابی و نشاط لازم برای پیشرفت و رسیدن به اهدافشان را ندارند.

ابعاد هدف گذاری شخصی مثل چرخ های یک خودرو هستند، نمیتوان گفت که فقط یکی از چرخ ها باید باد خوبی داشته باشد و بقیه مهم نیستند. هر چهار چرخ یک خوردو باید به یک میزان باد داشته باشد که خودرو به سلامت مسیر خود را طی کند.

اهداف کاری

اهداف بلند مدت

معمولا به اهداف ۵ ساله اهداف بلندمدت گفته می شود.

مثال:

شما باید ابتدا اهداف بلند مدت خود را تعیین کنید. سفری را در نظر بگیرید که با خانواده از مبدا یزد به مقصذ اردکان شروع کرده باشید با رسیدن به مقصد تصمیم می گیرید به مقصد نایین بروید و این امر خانواده را ناراضی میکند که ما برای مقصد اردکان وسایل و آمادگی داشتیم چرا مقصد تغییر کرد. با رسیدن به نایین باز دوباره مقصد را تغییر می دهیم و به کاشان میرویم و باز باعث نارضایتی افراد و همراهی های خود می شویم . تا اینکه نهایتا با تغییرهای متوالی به مقصدی مثل شمال میرسیدم.

شاید رسیدن به مقصد نهایی برای همراهان ما جذاب باشد چون آن مقصد برایشان از نظر تفریحی و زیبایی جذاب است اما از این تغییرات متعدد در مسیر ناراضی هستند. اما اگر از ابتدا مقصد نهایی مشخص شده بود با انگیزه  بیشتری همراهان ما را همراهی میکردند و دیگر مرتب نگران نبودند، ابهام هم برایشان ایجاد نمی شد و همین طور از ابتدا برای این مقصد افراد، تجهیزات و نیازمندیهای طی کردن این مسیر را آماده می کردند.

مشخص کردن هدف بلند مدت


به عنوان یک مدیر ابتدا باید شمال کسب و کارتان یا به عبارتی مقصد نهایی و هدف بلندمدت خود را تعیین کنید تا بر اساس آن بتوانید اهداف کوتاه مدتتان را تعیین کنید. با این کار شما در طی مسیر سختی ها و مشکلات طی مسیر را با انگیزه رسیدن به آن طی می کنید.

  1. مشخص کنید ۵ سال آینده کسب و کار شما باید به کجا برسد.
  2. بعد از خود بپرسید برای رسیدن کسب و کارتان به آن نقطه در ۵ سال آینده، در ۴ سال آینده کسب و کارتان باید در کجا باشد و به چه نقطه ای برسد.
  3. همین طور برای خود اهداف سه سال آینده و دو سال آینده و نهایتا سال آینده را برای خود مشخص می کنید.

وقتی ما مشخص میکنیم میخواهیم ۱۰ ساعت دیگر باید شمال باشیم بعد مشخص میکنم که ۸سال دیگه باید تهران باشم. ۶ ساعت دیگه باید قم باشم، ۴ساعت دیگه باید کاشان باشم. ۲ ساعت دیگه باید نایین باشم و این گونه از انتها به سمت مبدا حرکت می رسید.

نوشتن جزئیات هدف

بعد از مشخص کردن اهداف ۵ساله، چهارساله و سه ساله و دوساله و سال آینده باید با جزیئات بیشتر اهدافتان را مشخص کنید و اینبار اهداف را تقسیم به ماه های پیش رو کنید و با مشخص شدن هدف سال پیش رو آن را بین ماه های آن سال تقسیم کنیم.

با اینکار فاصله ها را کم کرده ایم و ذهن ما با هدفی که برای ۵ سال آینده مشخص شده است ملموس تر و شفاف تر ارتباط برقرار می کند. اینکار باعث میشود که من مسیر درست را طی کنم نه اینکه بعد از یک سال متوجه شوم کل مسیر را اشتباه رفته ام و به هدفم دست پیدا نکنم چرا که دیگر قابل جبران نیست.

اهداف را ماهیانه و هفتگی و بعد روزانه کنید و بعد در پایان هفته و ماه آن را کنترل و رسیدن به ان را بررسی کنید.

اشتباه کسب و کارها در تعیین اهداف

خیلی از کسب و کارها اهدافشان را سالیانه کنترل و بررسی میکنند و در پایان سال میزان رشد و پیشرفت و یا بیلان مالیشان را کنترل میکنند و توسعه برند و پیشرفت کاریشان را بررسی میکنند و متوجه می شوند به هدف تعیین شده شان نرسیده اند و اینبار امکان برگشتن و بازگشت برای جبران وجود ندارد.

شما باید ماهیانه کنترل و پیشرفت خود را بررسی کنید و ببینید کجای مسیر مشخص شده هستید و ذر صورت نرسیدن به اهداف ماهیانه خود علت عدم تحقق آن را پیدا کرده و آن را حل کنید. بعد از یکسال مشخص شدن اینکه کجای مسیر هستید دیگر فایده ای ندارد.
برای مشخص کردن اهداف ماهیانه به سابقه کسب و کار خود باید نگاه کنید به عنوان مثال اگر شما میزان سود سالیانه خود را ۱میلیارد و دوست میلیون مشخص کرده اید باید آن را بین ۱۲ کاه تقسیم کنید ولی از آنجایی که ماه های مختلف برای کسب و کار ما خروجی یکسان ندارند باید با توجه به سابقه کسب و کارمان این اعداد را در هر ماه تغییر دهیم اگر در فروردین سود ماه ۲۰ درصد کاهش دارد هدف فروردین را ۸۰ میلیون و اگر در اسقند سود ما ۳۰ درصد افزایش دارد هدف خود را ۱۳۰میلیون در نظر بگیریم.

۰ ۰ رای ها
امتیاز بدهید
این مطالب را هم حتما بخوانید
دوره آموزشی مرتبط
در دوره استراتژی کسب و کار اقیانوس ابی با نام “استراتژی پلاس” شما با سه مفهوم بسیار مهم یعنی ماموریت، هدف گذاری و استراتژی آشنا می شوید. مأموریت یک بیان کلّی از نیّت مجموعه است که با استفاده از نقطه نظرات مدیران ارشد آن مجموعه تعیین می شود. هدف به نتایجی گفته می شود که در مدت زمان معین آرزوی تحقق آن و یا رسیدن به آن مدنظر سازمان است .
اشتراک در
اطلاع از
3 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
عباسی

نوشتن هدف هایم را مدتی است انجام میدم اما اینکه بتوان هدف های درست و خوب را انتخاب کرد مهم است.

اکابری

فیلم بالا تکه ای از کدام دوره هست. بنده میخوام تهیه کنم.

پاسخ به  اکابری

با سلام. مربوط به دوره استراتژی پلاس هست

3
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x
pdf مقاله را رایگان دانلود کنید.

حالا که داری میری PDF مقاله رو دانلود کن همیشه داشته باشی